تبلیغات
مغز هوشمند - مطالب روانشناسی
 
مغز هوشمند
قهرمان آن کسی هست که پس از هربار شکست برخیزد.
 
 
چهارشنبه 20 دی 1391 :: نویسنده : علی محمد مهرابی

انـدرزهایی زیبا از اینـشتیـن, سخنان بزرگان

نام آلبرت اینشتین در جهان به مثابه ی هوش فراوان و استعداد و نبوغ است. درست است که همه ی ما فیزیکدان نیستیم اما می توانیم از شیوه ی زندگی اش برای رسیدن به موفقیت درس های بسیاری بگیریم.

1. از مواجهه با ترس ها نترس!
او حتی در نوجوانی از به چالش کشیدن نظرات و عقاید اطرافیانش ابایی نداشت. از روش تدریس رایج در مدارس آن زمان راضی نبود. او در یادگیری به تفکر انتقادی در برابر حفظ بی چون و چرای مطالب کتاب ها معتقد بود. اگر قرار بود هر بار که کسی کارهایش را به باد انتقاد می گرفت عقب نشینی کند و دست از تلاش بکشد هیچ وقت به موفقیت نمی رسید. برخی از نظریه های او به سرعت و سهولت در مجامع علمی پذیرفته نشد اما او از پا ننشست، ادامه داد و سرانجام توانست نگاه بشریت را به جهان هستی دگرگون کند.

2. زیاد جدی نگیر!
زمانی که اینشتین در آمریکا به شهرت رسید اغلب مردم او را در خیابان می شناختند و درباره ی نظریه هایش او را سؤال پیچ می کردند. ولی او با لطافت طبع خاص خودش می خندید و می گفت همه من را با پروفسور اینشتین اشتباه می گیرند. با توجه به نوع کاری که انجام می داد(فعالیت عمیق فکری) هیچ کس انتظار شخصیتی شوخ در کسی که با نظریاتش جهان را به لرزه درآورد ندارد. اما تلاش برای نیل به پیروزی کاری نیست که جدیتی همیشگی بطلبد. اندکی شوخ طبعی و شادی در دراز مدت ضامن سلامتی است. اگر اینشتین در تمام مدت کار و فعالیتش جدی و عبوس بود، با کاری که او انجام می داد و مباحث عمیقی که درگیرش شده بود مطمئناً به عرصه جنون می رسید.

3. گاهی فقط تظاهر کن که مشغول فعالیتی!
مانند بقیه افراد اینشتین هم گاهی حس و حوصله کار نداشت او هم به مرخصی می رفت. اما موفقیت و حجم عظیم یافته های او نشان می دهد که علیرغم آنکه گاهی از کار دست می کشید اما هیچگاه مسیرش را گم نکرد و دست از تلاش نکشید. او به خوبی می دانست که احساسات و عواطف تکیه گاهی مطمئن برای اهداف و آرزوهای بزرگ هستند.

4. انتقاد پذیر باش!
مثل همه ی بزرگان می دانست که ممکن نیست همه با عقاید و نظراتش موافق باشند و البته لزومی بر جلب موافقتشان نمی دید. اما این بازخوردها را چالش هایی در ادامه ی راهش می انگاشت و سعی می کرد سخت‌تر کار کند تا به آن ها ثابت شود که اشتباه می کنند و او درست می گوید. تلاش برای جلب رضایت و اعتماد منتقدین تنها اتلاف وقت وانرژی است که می توانی از آن برای پیشبرد کارت فارغ از نظرات و عقاید دیگران استفاده کنی.

5. شکست را سخت در آغوش بگیر!
فیزیک جزء علوم دقیق است اما بعید می دانم هیچ فیزیکدانی در همان ابتدای مواجهه با آن به همه ی ابعادش مسلط شده باشد. اینشتین معتقد بود موفقیت یعنی روند یادگیری در گذر زمان! تنها هدف و مأموریت اشتباهات، آموزش نکات کوچک و بزرگ به او بود. اشتباهاتی که با برگشتن و تصحیح آن ها روی تخته سیاه کارگاهش، راهش را در حرکت دوباره در آن مسیر هموارتر می ساخت. یکی از معظلاتی که همواره ما را عقب نگه می دارد ترس از ارتکاب اشتباه است. در دراز مدت در می یابی که سکوت و سکون به مراتب بدتر و مضرتر از رفتن و اشتباه کردن است. اشتباه در واقع یعنی به پیش رفتن و یادگرفتن آن چه نباید انجام داد.

6. قدم های کوچک بسوی هدف
اکثر ما موفقیت را قله ای دور از دسترس می بینیم و این گاهی باعث می شود هیچ تمایلی به سعی و تلاش از خود نشان ندهیم. چرا سختی بکشیم وقتی به هر حال این راه طی می شود و به پایان می رسد؟ این تصور از پیروزی اشتباه و مهلک است. اینشتین روز و شب تلاش کرد و بر کاستی ها و مسائل علم فیزیک غلبه کرد اما نه یک شبه! هدفی غایی در ذهن داشت و می دانست با هر گامی که به جلو بر می دارد یک قدم به آن چه در ذهنش دارد نزدیکتر می شود. کار کوچکی که در یک زمان محدود انجام می دهی شاید به نظر بزرگ و مهم نرسد اما بدان که در مقیاس بزرگتر حرکتی است کوچک در مسیری طولانی به سوی هدفی بزرگ!

7. خودخواه نباش!
موفقیت های اینشتین موجب حسن شهرت و محبوبیتش در جهان شد. وی بدون هیچ گونه چشمداشت و تمایلی به کسب قدرت یا ثروت موجب پیشرفت و تعالی نوع بشر شد! او خیر و صلاح انسان ها را سرلوحه ی راهش قرار داد و تا رسیدن به آن از پا ننشست. به خاطر داشته باشیم که ما در این دنیا تنها نیستیم و تنها برای خودمان زندگی نمی کنیم. وقتی سخاوتمندانه، با رویی گشاده و قلبی سبکبار و رها به دیگران خدمت کنیم جهان تبدیل به مکانی بهتر می شود و این امر کمک می کند تا در مسیر زندگی دگرش یابیم و انسان های بهتری شویم.

8. تنها به ساز خودت برقص!
اینشتین از دنباله روی های کوکورانه و بی فکر مردم متنفر بود. اگر به دیگران اجازه بدهی در مورد توانایی‌هایت اظهار نظر کنند باید تنها به رؤیای پیروزی وکامیابی بسنده کنی. آنچه اطرافیان در مورد ما می‌گویند نظراتی است که البته وحی منزل نیستند و در بیشتر موارد باید به آرامی از کنار آن ها گذشت. قدرت اندیشه و اختیار موهبتی بزرگ برای همه ی انسان هاست. دنیا با آن چه امروز می بینیم بسیار تفاوت داشت اگر اینشتین تحت تأثیر حرف کسی قرار می گرفت که در کودکی به او گفته بود: به درد هیچ کاری نمی خورد!

9. همیشه برای یادگیری و پیشرفت حرص و ولع داشته باش!
او خودش را صاحب استعداد خاصی نمی دید تنها تفاوتش این بود که بسیار کنجکاو بود. او سیری ناپذیر بود. هر مقاله و نظریه ای گامی بود به سوی پرسش و پاسخ بعدی! بعدی! بعدی! همیشه به دنبال تازه ها! همیشه در حال رشد و بالیدن! اگر این صفات را در خودمان نهادینه کنیم به موفقیت نزدیکتر می شویم. سمی ترین تفکر ممکن آن است که فکر کنیم آن چه انجام داده ایم کافی است! احساس کامل بودن را در خودت از بین ببر تا راهت را برای پیشرفت هموار سازی!

10. ادامه بده! از پا ننشین!
در مسیر پیش روی به سوی آمال و آرزوهایت ممکن است با موانع زیادی روبرو شوی. اما این دلیل نمی شود که عقب نشینی کنی و بازی را واگذار کنی! این فقط نشان می دهد که چقدر اراده ات سست و بی جان است! اینشتین کسی بود که سعی کرد در زندگی با مسائل و مشکلات کنار بیاید و آن ها را قدم به قدم حل کند.


منبع:p30data.com





نوع مطلب : روانشناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 13 مهر 1391 :: نویسنده : علی محمد مهرابی

همه ما به خوبی می‌دانیم كه موسیقی بر وضع روانی و حالت روحی ما تاثیر می‌گذارد. برخی از موزیك‌ها زودگذر هستند و اگر به گوش ما بخورند و آنها را دوست نداشته باشیم، ممكن است اذیت شویم. از سوی دیگر موسیقی‌ای كه به آن علاقه داشته باشیم و با گوش دادن به آن احساس آرامش كرده و انرژی بگیریم در ما احساس خوبی ایجاد می‌كند. البته همه امور بستگی به ضرباهنگ موزیك دارد.


محققان از این مطلب در تحقیقات خود استفاده كرده‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند كه گوش دادن به موسیقی خوب، سلامت افراد را ارتقا می‌بخشد. موسیقی امواج مغزی را تحریك می‌كند. ضرباهنگ تند باعث ایجاد هشیاری و به حالت آماده‌باش درآمدن ذهن می‌شود. موزیك آرام هم ذهن را آرام و آن را ریلكس می‌كند. همچنین بر عملكرد خودكار سیستم عصبی تاثیر می‌گذارد، تنفس را آرام می‌كند، ضربان قلب را پایین می‌آورد و بدن را در حالت آرامش كامل نگه می‌دارد. زمانی كه ذهن و جسم احساس آرامش كنند، استرس و افسردگی تا حد زیادی كاهش پیدا می‌كنند. به دلیل اثرات مثبتی كه موسیقی دربردارد، امروزه از آن به‌عنوان درمان برخی از بیماری‌ها استفاده می‌شود. این روزها در برخی از بیمارستان‌ها از موسیقی درمانی برای ایجاد آرامش در بیماران، تسریع روند درمان و نهایتا كاهش درد بهره می‌گیرند؛ همچنین برای افرادی كه به دلیل بستری‌شدن زیاد در بیمارستان دچار افسردگی شده‌اند نیز كاربرد دارد. كودكانی كه با مشكل كمبود حافظه نیز مواجه هستند به وسیله موسیقی می‌توانند این توانایی خود را ارتقا بخشند. ذهن و جسم آرام یكی از ملزومات ایجاد زیبایی و سلامت در افراد به‌شمار می‌رود. حتما نباید بیمار باشیم تا از تاثیرات مثبت موسیقی برخوردار شویم، بلكه افراد سالم نیز می‌توانند از مزایای آن بهرمند شوند. اما چگونه می‌توان از اثرات شفابخش موسیقی در زندگی شخصی استفاده كرد؟ فقط كافی است گوش دادن به موسیقی را در برنامه روزانه خود بگنجانیم؛ كاری كه شاید تعداد زیادی از شما آن را انجام می‌دهید. روز خود را با یك آهنگ تند شروع كنید تا به‌طور كامل هوشیاری خود را به دست آورید و برای انجام كارهای روزانه آماده شوید. گوش دادن به موسیقی هنگام صبح توانایی ما برای مواجه شدن با استرس در طول روز را افزایش می‌دهد. در مسیر رفتن به محل كار نیز می‌توانید موزیك مورد علاقه خود را كه مخصوص به خواننده خاصی است در اتومبیل گوش كنید. همچنین می‌توانید از mp3 player استفاده و آهنگ‌های مورد علاقه‌تان را اجرا كنید. این كار هم تحمل وضعیت خیابان‌ها و ترافیك را برایتان ساده‌تر کرده و هم ذهن‌تان را برای انجام امور شغلی آماده می‌كند. حین انجام كارهای روزانه، هم می‌توانید به آهنگ‌هایی گوش دهید كه تمركزتان را افزایش می‌دهند و هم آهنگ‌هایی كه ریتم تندی دارند و سطح انرژی‌تان را بالا نگه می‌دارند. البته این امر بستگی به نوع فعالیتی دارد كه می‌خواهید انجام دهید. با این روش كاری كه باید به پایان برسانید دیگر برایتان حالت یك وظیفه را نخواهد داشت و بیشتر شبیه فعالیتی می‌شود كه برای سرگرمی و لذت بردن آن را انجام می‌دهید و این امكان وجود دارد كه پس از مدتی بیش از پیش به‌كار خود علاقه‌مند شوید. موزیك، اكسیر شفابخش ذهن، جسم و روح است. برای حفظ زیبایی، نیازمند ذهن و جسمی آرام، و رها شدن از هر گونه استرس هستید. اجازه دهید اثر شفابخش موسیقی قدرتی كه ذهن و بدن‌تان به آن نیاز دارد را به آنها هدیه كند.
www.wmansday.com





نوع مطلب : روانشناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



روان‌شناسان شناختی، به روش‌های مختلفی دست یافته‌اند که می‌تواند به نحو چشمگیری حافظه شما را تقویت کند. راهبردهایی مانند بسط، مرور ذهنی و وسایل یاد یار می‌توانند به شما در بهتر به خاطر سپردن آنچه مطالعه می‌کنید کمک کنند. به خدمت گرفتن چند تا از این راهبردهای اثبات شده در هنگام مطالعه می‌تواند تفاوت بارزی در عملکرد درسی و نتایج امتحانی شما به وجود آورد. 
در این زمینه، دو تا از مهم‌ترین کارهایی که می‌توانید بکنید، یکی اجتناب از حفظ کردن و با عجله آماده شدن برای امتحان و دیگری یک خواب خوب شبانه است. پژوهش‌ها نشان می دهد که شب تا صبح درس خواندن، روش بسیار غیرموثری برای یادگیری معلومات جدید است و خواب می‌تواند به استحکام حافظه و عملکرد بهتر در امتحان کمک کند. 
در حوزه روان‌شناسی شناختی، چند راهبرد مختلف برای تقویت حافظه وجود دارد که اثر بخشی آن‌ها مورد آزمایش قرار گرفته و به اثبات رسیده است. در این مقاله با برخی از این روش‌ها آشنا می‌شویم:

۱) توجه خود را بر روی آن چه مطالعه می‌کنید متمرکز سازید 
توجه یکی از مؤلفه‌های عمده حافظه است. به منظور آن که اطلاعات از حافظه کوتاه مدّت به حافظه بلند مدّت منتقل گردند، شما باید به طور فعّال به آن‌ها توجه کنید. سعی کنید در محیط‌هایی بدون سر وصدای موجب حواس‌پرتی مثل تلویزیون، موسیقی و ... مطالعه کنید.

۲) از حفظ کردن مطالب و با عجله برای امتحان حاضرشدن بپرهیزید 
جلسات منظمی برای مطالعه در نظر بگیرید. مطالعه مطالب در طول چند جلسه، زمان کافی برای پردازش مناسب اطلاعات را در اختیار شما قرار می‌دهد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که دانش‌آموزانی که به طور مرتب مطالعه می‌کنند بسیار بهتر از کسانی که تمام مطالب را در یک جلسه طولانی مطالعه می‌کنند، مطالب را به یاد می‌آورند.

۳) اطلاعاتی که مطالعه می‌کنید را سازماندهی کنید 
پژوهشگران دریافته‌اند که اطلاعات در حافظه به صورت خوشه‌ای سازماندهی شده‌اند. شما نیز می‌توانید به بهره‌گیری از این ویژگی به ساختاردهی و سازماندهی مطالبی که مطالعه می‌کنید بپردازید. سعی کنید مفاهیم و عبارت‌های مشابه یا مرتبط را با هم گروه‌بندی کنید.

۴) از وسایل یاد یار برای به خاطر سپردن اطلاعات استفاده کنید 
منظور از وسایل یادیار، روشی است که دانش‌آموزان معمولاً از آن‌ها برای یادآوری مطالب کمک می‌گیرند. برای مثال، شما می‌توانید عبارتی که باید به یاد آورید را به چیزی که خیلی برایتان آشناست مرتبط سازید. بهترین یادیارها آن‌هایی هستند که تصورات مثبت، شوخی‌ها یا چیزهای تازه و ابتکاری را به خدمت می‌گیرند. مثلاً قافیه یک شعر، یک آواز و یا یک جوک ممکن است به شما در به یادآوردن بخش خاصی از اطلاعات کمک کنند.

۵) اطلاعات را در ذهن‌تان بسط دهید و مرور کنید 
برای به خاطر آوردن اطلاعات، شما باید آنچه مطالعه کرده‌اید را در حافظه بلند مدّت خود قرار دهید. یکی از موثرترین روش‌ها، بسط و مرور نام دارد. یک مثال از این روش این است که ابتدا تعریف عبارت‌های کلیدی را بخوانید، سپس با دقت بیشتر آن تعریف‌ها را مطالعه کنید و سرانجام به مطالعه تشریح جزئیات معنی آن عبارت‌ها بپردازید. پس از چند بار تکرار این فرایند، یادآوری این اطلاعات بسیار بهتر و آسانتر خواهد شد.

۶) اطلاعات تازه را با چیزهایی که قبلاً می‌دانستید ارتباط دهید 
هنگامی که مطالب ناآشنا و تازه‌ای را مطالعه می کنید، مدتی را به فکر کردن در مورد این که این اطلاعات چه ارتباطی با دانسته‌های قبلی شما دارد اختصاص دهید. با ارتباط برقراری کردن بین ایده‌های جدید و دانسته‌های موجود قبلی، احتمال به خاطر آوردن اطلاعات تازه به نحو چشمگیری افزایش خواهد یافت.

۷) مفاهیم را در ذهن‌تان مجسّم کنید 
بسیاری از افراد با مجسّم کردن اطلاعاتی که مطالعه کرده‌اند، قدرت حافظه و به یادآوری خود را بهبود چشمگیری می‌بخشند. به عکس‌ها، نمودارها و سایر تصاویر کتاب‌های درسی‌تان توجه کنید. حتی اگر چنین تصاویری وجود ندارد می‌توانید خودتان ایجاد کنید. در حاشیه یادداشت‌هایتان شکل یا نمودار بکشید یا از ماژیک‌های رنگی برای برجسته‌سازی و گروه‌بندی مطالب مرتبط استفاده کنید.

۸) مفاهیم جدید را به فرد دیگری آموزش دهید 
پژوهش‌ها نشان می دهد که خواندن مطالب با صدای بلند، در به خاطر سپردن آن‌ها بسیار موثر است. روان‌شناسان همچنین دریافته‌اند که در صورتی که دانش‌آموزان به «تدریس» مفاهیم جدید به دیگران بپردازند، درک و یادآوری آن‌ها بهبود پیدا خواهد کرد. شما می‌توانید با آموزش دادن مفاهیم و اطلاعات جدید به دوست یا همکلاس خود، این رویکرد را امتحان کنید.

۹) به اطلاعات پیچیده توجه بیشتری کنید 
آیا تا کنون متوجه شده‌اید که به یاد آوردن اطلاعات ابتدایی یا انتهایی یک فصل، گاهی چقدر آسانتر است؟ پژوهشگران دریافته‌اند که موقعیت قرار گرفتن اطلاعات می‌تواند در به یادآوردن آن‌ها نقش داشته باشد. در حالی که به یاد آوردن اطلاعات میانی ممکن است دشوار باشد، شما می‌توانید با صرف وقت بیشتر و مرور اطلاعات از اوّل و یا تجدید ساختار اطلاعات، بر این مشکل فائق آیید. هنگامی که به یک مفهوم پیچیده و سخت برخوردید، زمان بیشتری را صرف به خاطر سپاری آن کنید.

۱۰) روش مطالعه خود را تغییر دهید 
یک راه عالی برای افزایش قدرت یادآوری مطالب، تغییر گاه به گاه روش مطالعه است. اگر به مطالعه در یک مکان معین عادت کرده‌اید، سعی کنید جایتان را عوض کنید. اگر بعد از ظهرها مطالعه می‌کنید، هر روز صبح چند دقیقه‌ای را به مرور اطلاعاتی که روز قبل مطالعه کرده‌اید اختصاص دهید. با افزودن یک عنصر جدید به جلسات مطالعه خود می‌توانید اثربخشی تلاش‌هایتان را افزایش دهید و قدرت یادآوری خود را بهبود بخشید.




نوع مطلب : خانواده، روانشناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


راههای مقابله با فراموشی و بهسازی حافظه
برای بهسازی حافظه و کاستن از میزان فراموشی باید مطالب یادگیری را به صورت معنی دار آموخت و محتوای حافظه خود را سازمان داد . 

1- سازماندهی : یکی از مشکلات عمده در راه یادگیری از عوامل فراموشی ، جابجایی اطلاعات و قاطی شدن اطلاعات در یکدیگر است . در صورت تنظیم و سازماندهی اطلاعات، این عامل مخرب از بین رفته و حافظه انسجام کافی پیدا می کند. در ضمن می توان با تلاش اندکی ، میزان بسیار زیادی اطلاعات را از حافظه بدست آورد. 

2-استفاده از واسطه‌ها: یک راه برای معنا بخشیدن به مطالب ظاهرا بی معنا استفاده از واسطه‌ها یا میانجی‌ها است. 
3- ساخت سلسله مراتبی مطالب : عناصر یا تکالیف یادگیری را می توان به صورت یک سلسله مراتب از ساده به دشوار مرتب کرد به نحوی که یادگیری هر عنصر یا تکلیف به یادگیری تکالیف دیگر مربوط باشد فایده این عمل این است که یادگیرنده، یادگیری خود را با مطالب ساده آغاز می کند و با یادگیری هر مطلب پیش نیاز برای یادگیری مطالب بعدی آمادگی کسب می کند. وجود پیش نیاز یادگیری برای هر مطلب تازه آن مطلب را به حالت آشنا و معنی دار برای یادگیرنده در می آورد . 
4- الگوی یادگیری فعال : با استفاده از این الگو می توان یاد داری مطالب آموخته شده را طولانی تر کرد .چنین فعالیتی باعث خواهد شد که ارتباطهای بیشتری ما بین مطالب آموختنی بر قرار شود که بدین طریق آنها بهتر رمز گردانی خواهند شد. 

الف ) یادگیری بخش بخش : منظور از این روش این است که مطالب زیاد به بخشهای کوچکتری تقسیم شود چرا که با این روش قسمتهای قبلی مطالب در تسلط آموخته می شوند و یادگیرنده پس از یادگیری هر قسمت به سراغ قسمت بعدی خواهد رفت . 


ب) پر آموزی : برای مقابله با مشکل فراموشی از فرد خواسته می شود که مطالب آموخته شده را تکرار کند . بدین طریق اطلاعات بیشتر تثبیت خواهند شد. 


ج)تمرین و مرور ذهنی: مرور ذهنی به تکرار بخش کوچکی از اطلاعات گفته می شود که بلافاصله بعد از رسیدن آن به حافظه کوتاه مدت صورت می گیرد و باعث باقی ماندن اطلاعات در حافظه کوتاه مدت می شود . 


5- بسط اطلاعات : در بسط دادن مطالب ، به اطلاعات تازه و نو ، از طریق ربط دادن آنها به اطلاعات حافظه دراز مدت ، معنی می بخشیم ، برای این کار لازم است به روابط منطقی ما بین مواد و مطالب توجه کنید و مواد و محتوای مطالب را به تجربیات خود ربط دهید اطلاعات و ایده‌های کلی را در ذهن خود ترسیم کنید و ایده‌های جدید را به مطالب از قبل دانسته خود ربط دهید و وقایع را در ذهنتان ببینید و بشنوید . 


6- تدابیر یاد یار : تکنیکهایی که به ما، در به یاد آوردن آنچه حفظ کرده ایم کمک می کند تدابیر یا وسایل یاد یار نامیده می شوند. در تکنیک‌های تدابیر یاد یار از تصویر سازی ذهنی استفاده فراوانی به عمل می آید. 


الف ) تصویر سازی ذهنی : در هنگام خواندن مطالب سعی کنید تصویر ذهنی از آن برای خود بسازید و در صورت امکان عملا" آن را انجام دهید اگر بتوانید تصاویر مطالب خوانده شده را در ذهن ایجاد کنید خیلی راحت تر می توانید آنها را بخاطر بسپارید. 


ب ) روش قافیه سازی : در این شیوه باید به طور آهنگین و با استفاده از مواد و مطالب آموزشی ، وزن و راههای مقابله با فراموشی و بهسازی حافظه 4 آهنگ خاصی به آنها ببخشید و بدین طریق یادگیری و یادآوری آنها را آسانتر سازید . 


ج) روش مکان یابی : در این شیوه باید به هنگام یادآوری مطالب ، مکان اشیاء را در ذهن مجسم نمائید . مکانهای انتخاب شده باید برایتان کاملا" آشنا باشند تا یاد آوری آنها به سهولت انجام گیرد . 


د ) روش کلمه آویز : بدین منظور فرد بایستی لیستی از کلمات هم وزن و قافیه را حفظ کند و پس از آن ما بین کلمات لیست و موادی که می خواهد آنها را به حافظه بسپارد. ارتباط برقرار کند. 


ر ) روش کلمه کلید : در این روش با استفاده از یک کلمه آشنا ، دو کلمه را به هم ربط داده و آنان را به طور معنا دار به حافظه بسپارید برای یادگیری زبانهای خارجی این شیوه بسیار مفید است . 


ز ) روش تقطیع : با استفاده از این روش می توان اطلاعات را به واحدهای کوچک تقسیم بندی کرد . مثلا" برای به یاد سپردن یک عدد 12 رقمی می توان آن را به 3 دسته 4 رقمی تقسیم کرد. 


و ) روش اکرونیم و آکروستیک : اکرونیم‌ها نشانه‌های حروفی هستند که فرد با استفاده از آنها مطالب راههای مقابله با فراموشی و بهسازی حافظه 5 نسبتا" پیچیده ای را به خاطر می آورد مثل ( یونسکو unesco ). در اکروستیک‌ها از واژگان یا جملاتی استفاده به عمل می آید که حروف یا حرف اول هر واژه نشان دهنده آن ماده اطلاعاتی است که باید به خاطر سپرده شود . 


هـ ) روش داستان سازی برای خود: اگر یک لیست از مواد غیر مربوط به هم داشته باشید و بخواهید آنها را حفظ کرده و بعدا" به خاطر بیاورید می توان برای پیوند دادن ما بین مواد لیست از روش داستان سازی استفاده کنید.




نوع مطلب : خانواده، روانشناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 31 مرداد 1391 :: نویسنده : علی محمد مهرابی

ارزش« دوستت دارم» برای پسران

تقویت هوش هیجانی پسران

پسر

 

برخلاف هوش علمی و منطقی (IQ) كه نزدیك به یك قرن است كه صدها هزار نفر به بررسی و تحقیق درباره آن پرداخته‌اند ، هشیاری هیجانی شامل مقوله‌هایی چون استقامت و پایداری در برابر شكست، از دست ندادن روحیه، مبارزه با افسردگی و یاس، همدلی و صمیمیت و امید داشتن است.

 

 

هنوز هیچ كس بدرستی نمی‌داند كه هشیاری هیجانی چگونه در تنوع زندگی افراد نقش دارد، اما می‌توان گفت كه هشیاری هیجانی می‌تواند بارها قدرتمندتر از هشیاری علمی یا بهره هوشی باشد. در واقع هیجان، پدیده‌ای است كه هر روز در برخورد تن و روان ملاحظه می‌شود و مسائلی مانند عشق، كینه، نفرت، غم و شادی، خشم و غضب و پرخاشگری را در برمی‌گیرد. فرآیندهای هیجانی با واكنش‌های بدنی اغلب دارای همبستگی هستند و بر یكدیگر تاثیر می‌گذارند، چنانچه ضربان قلب گاهی بشدت تند می‌زند و اشك، خود به خود از چشم‌ها فرو می‌ریزد یا رنگ از رخساره فرد می‌پرد. كوشش در جهت مهار كردن واكنش‌های هیجانی عملی ارزشمند، انسانی، اجتماعی و هوشمندانه است كه در هوش هیجانی دیده می‌شود.

 

نتایج تحقیقات گسترده نشان می‌دهد كه مهارت های هوش هیجانی، درزندگی تحصیلی، شخصی و اجتماعی كردن كودكان نقش مهمی ایفا می‌كند. هیجان‌ها قادرند توجه را به هر سمت سوق دهند كه این خود بر یادگیری، حافظه و رفتار تاثیر می‌گذارد. مثلا توانایی كنترل هیجان‌ها می‌تواند به كودكان كمك كند در كلاس درس تمركز حواس داشته باشند و موقعیت‌های اضطراب‌زا را اداره كنند. در واقع كودكانی كه مهارت‌های بالاتری از لحاظ هوش هیجانی دارند، در مقایسه با كودكانی كه از این لحاظ دارای مهارت‌های كمتری هستند، تمایل دارند موقعیت‌های تحصیلی بالاتری را تجربه كنند.

زندگی خانوادگی نخستین آموزشگاه ما برای آموختن درباره عاطفه است. ما در این فضای خصوصی یاد می‌گیریم كه چه احساسی درباره خودمان داشته باشیم و در ارتباط با دیگران نسبت به احساساتمان چگونه فكر كنیم و چه واكنش‌هایی را برگزینیم و نیز امیدها و ترس‌هایمان را چگونه تشخیص دهیم و ابراز كنیم.

این آموزش عاطفی فقط از طریق گفتار و رفتار مستقیم پدر و مادر با فرزندان اتفاق نمی‌افتد ، بلكه رفتار پدر یا مادر در واكنش به احساسات خود با همسر نیز سرمشق فرزندان قرار می‌گیرد. برخی از این والدین، آموزگاران با استعداد و درخشانی در زمینه عواطف به شمار می‌آیند و برخی دیگر نیز از این لحاظ بسیار ضعیف هستند. آموزش در زمینه مهارت‌های هیجانی می‌تواند به توفیق بیشتر شاگردان در امر تحصیل منجر شود. مثلا یك شاگرد بسیار باهوشی ممكن است در آزمونی دچار اضطراب شده و مردود شود چرا كه این دانش‌آموز مهارت‌های پرداختن به حل مشكل را نیاموخته است. كودكان دارای هوش هیجانی بیشتر علاقه‌مندند در مدرسه به شیوه‌ای كه از نظر اجتماعی مناسب‌تر و غیرپرخاشگرانه‌ است، رفتار كنند.

 

آموزش سواد هیجانی

علاوه بر این بنابر تحقیقات انجام شده، وجود نقصان در مهارت‌های هوش هیجانی با استعمال دخانیات، افسردگی و خشونت كودكان بی‌ارتباط نبوده است. برای نمونه شواهد نشان می‌دهند برای پسرها تابع امیال آنی بودن در خردسالی، احتمال بزهكاری و خشونت را در سنین بالاتر افزایش می‌دهد و برای همه كودكان، ناتوانی در مهار اضطراب و افسردگی، احتمال استفاده از مواد مخدر را در مراحل بعدی زندگی بیشتر می‌كند.

والدین باید خود بیاموزند كه چگونه احساساتشان را نشان دهند و آن را ابراز كنند تا دیگران قادر به درك آن باشند و این‌كه چگونه اشتباهات خود را به عهده بگیرند و بابت آنها عذرخواهی كنندهمچنین ناتوانی كودكان در تشخیص حالت‌های هیجانی چهره دیگران می‌تواند مستقیما با دشمنی و پرخاشگری آنان مربوط باشد. چون كودكان پرخاشگر نسبت به كودكان غیرپرخاشگر دشمنی بیشتری در دیگران مشاهده می‌كنند. برعكس، كودكانی كه در تشخیص هیجان‌ها مهارت بیشتری دارند، دارای ارتباطات اجتماعی مثبت‌تری هستند.

در واقع آموختن سواد هیجانی به كودكان، تاثیر مثبتی بر جنبه‌های زندگی‌ دانش‌آموزان در مدرسه می‌گذارد، زیرا دانش‌آموزانی كه از نظر هیجانی قادرند روابط اجتماعی مطلوبی را در مدرسه ایجاد كنند، در محیط مدرسه احساس راحتی بیشتری دارند، حمایت معلمان و همكلاسی‌های خود را بیشتر جلب می‌كنند و دلبستگی سالم‌تری نسبت به مدرسه در آنان شكل می‌گیرد.

پدر و پسر

نقش والدین

ما به عنوان والد می‌توانیم پسرانمان را برای ارتقای هوش هیجانی و زندگی عاطفی‌شان تشویق و حمایت كنیم. برای نمونه می‌توانیم با یك سیستم حمایتی قوی باعث شویم آنها ارتباطات بین فردی خود را تقویت كنند.

والدین به این ترتیب می‌توانند به پسران خود كمك كنند تا بدون خشونت و عصبانیت با اطرافیان خود رفتار كنند. بدون از یاد بردن خود ، مهربان باشند و بدون از دست دادن حق خود ، سخاوتمند باشند. والدین لازم است به پسران شان كمك كنند تا انتظارات جامعه را از یك پسر جوان بخوبی بشناسند. این انتظارات كه اغلب از سوی والدین به پسران القا می‌شود و والدین آن را از راه‌های موفقیت پسرشان می‌دانند، گاه بر شانه‌های پسران بشدت سنگینی می‌كند. پس والدین بهتر است ابتدا انتظارات پسرشان را از زندگی بپرسند و بعد از آن از انتظارات و خواسته‌های خود سخن بگویند. ما به عنوان پدر و مادر می‌توانیم پسرانمان را در كشف ابعاد هیجانی وجودشان و آنچه آنها را هیجان‌زده می‌كند، حمایت و تشویق كنیم.

به نظر می‌رسد والدین باید خود بیاموزند كه چگونه احساساتشان را نشان دهند و آن را ابراز كنند تا دیگران قادر به درك آن باشند و این‌كه چگونه اشتباهات خود را به عهده بگیرند و بابت آنها عذرخواهی كنند و هوش هیجانی را رشد دهند تا بتوانند هرچه بهتر با نیازهای عاطفی پسران هماهنگ شوند. امروزه در برخی خانواده‌ها شاید به جرات بتوان گفت پسر خانواده هیچ‌گاه از پدر خود جمله دوستت دارم را نشنیده است.

برای بسیاری از پدران كلمات دوست داشتن (نسبت به پسران)‌ براحتی ادا نمی‌شود، غافل از این كه با انجام این كار خود را از فرزندشان دور می‌سازند.

 

پسران هم دل نازكند

برای بسیاری از پدران كلمات دوست داشتن (نسبت به پسران)‌ براحتی ادا نمی‌شود، غافل از این كه با انجام این كار خود را از فرزندشان دور می‌سازند. معمولا والدین این كار را ناآگاهانه انجام می‌دهند، اما لازم است به دنبال روش‌هایی باشند تا خود را به پسران نزدیك‌تر سازند. برای نمونه ما می‌توانیم با انجام دادن برخی كارها آن هم به طور غیرمستقیم با پسرانمان در ارتباط باشیم، با آنان بازی كنیم، طرف مشورت قرار دهیم یا با انجام برخی فعالیت‌ها تشویقشان كنیم و با پایبندی نسبت به زمانی كه به آنان اختصاص می‌دهیم نشان دهیم كه بیش از هر چیزی برای ما اهمیت دارند و به همین دلیل است كه تمایل داریم در این زمان با آنها باشیم و این لحظات را با آنها تقسیم كنیم.

پسران نیز به اندازه دختران نیاز دارند تا به آنها گفته شود دوستشان دارند و ابراز نكردن آن صرفا به این علت نیست كه والدین به پسر خود علاقه‌ای ندارند. درواقع فرهنگ موثر به طرز رفتار با پسران، والدین را به جایی می‌رساند كه قادر نیستند نسبت به فرزند پسر خود ابراز علاقه نمایند.





نوع مطلب : روانشناسی، خانواده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



به تمرکز همچون یک عامل محدود کننده توجه تان روی یک نقطه فکر بکنید. تصور کنید یک نشانه لیزری روی یک نقطه روی دیوار تاکید می کند. در صعود شما باید قادر باشید که آگاهانه تمرکز تان را روی تنها کاری حساس تر از عمل صعودتان هدایت کنید...

توانایی دقیق تر کردن و حفظ کردن تمرکز یک مهارت ورزشی سخت می باشد ، به خصوص در یک فعالیتی مثل صعود کردن، در جای که عناصر خطر یک تاثیر مداوم روی منحرف کردن تمرکز از کار درحال انجام دارند. 
به تمرکز همچون یک عامل محدود کننده توجه تان روی یک نقطه فکر بکنید. تصور کنید یک نشانه لیزری روی یک نقطه روی دیوار تاکید می کند. در صعود شما باید قادر باشید که آگاهانه تمرکز تان را روی تنها کاری حساس تر از عمل صعودتان هدایت کنید. به عنوان مثال فرورفتن در یک حفره کم عمق، با پنجه پا پایین آمدن از روی یک لبه نازک، بیرون کشیدن یک انگشت گیر کرده یا منتقل کردن وزنتان دقیقاً روی نقطه ای از تعادل راست. درباره هیچ چیزی غیر از این کار حساس فکر نکنید. و شما احتمالاً مقداری زمان تنفس را بدست می آورید. 
خوشبختانه، شما می توانید درست همان موقعی که تمرین تمرکز می کنید هر خصیصه جسمانی یا فنی را تمرین بکنید. به آسانی بعضی از ورزشها یا صعودتان را با این تمرین تمرکز ویژه صرف کنید و شما تمرکز تان را بهبود خواهید بخشید و سریع تر صعود خواهید کرد. 
یک مسیر باچند درجه کمتر از حداکثر توانیتان را انتخاب کنید و کوشش کنید برای بالا رفتن از طناب (یا سختی) در طول تمام مسیر بوسیله تمرکز کردن به تنهایی روی یک جنبه از حرکت برای مثال، یک مسیر را با تمرکز کامل دقیقاً روی جایابی دست انجام دهید. 
بهترین روش برای گرفتن هر گیره را پیدا کنید. حداقل مقدار قدرت کنترل لازم برای آویزان شدن را بکار برید و احساس کنید که چگونه تکیه گاه (جادست )همچنانکه شما روی جادست، فشار می آورید.تغییر می کند. 
با اطمینان خاطر به مقداری که امکان پذیراست روی نقاط دیگر مثل پاهایتان توازن مهار کننده و غیره تمرکز کنید. درحال حاضر اجازه دهید این نقاط از خودشان مراقبت کنند، و بگذارید حس ششم شما مشخص بکند که پاهای شما کجا می روند و چگونه توازن شما باید منتقل شود. 
احتمالش هست که شما این تمرین را کاملاً مشکل بدانید. بطور طبیعی افکار شما حول کارهای دیگری می چرخد و یا حتی به سوی عوامل بازدارنده دیگر در روی زمین هدایت می شود. 
اگر این قضیه اتفاق بیافتد به آسانی تمرکزتان را به سوی آن کار از پیش تعیین شده دوباره هدایت کنید، در این حالت گیره ها ، این پروسه آگاه شدن شما از تمرکز از دست داده تان و دوباره باز گرداندان آن به سوی کار حساسی است که شما بعداً در موقعیت آن قرار می گیرید. 
آگاهی حساس شده نسبت به تمرکز از دست رفته برابر با بدست آوردن کنترل تمرکز است 
این تمرین را بطور منظم تکرار کنید اما تمرکز را هر دفعه تغییر دهید( برای مثال روی جایابی پا، جابجایی وزن و غیره، شما روی افزایش هدف زمانی که می توانید یک تمرکز را حفظ کنید کارکنید این به افزایش تحمل روانی (ذهنی ) کمک می کند، همچنانکه شما ماهر تر می شوید این تمرین تمرکز منفرد رابه تمرین (تمرکز فعال) که در آن تمرکز شما بطور متناوب به سوی حساس ترین کار در هر لحظه منتقل می شود تبدیل کنید.. 
هدف توانا شدن شما برای انتقال تمرکز تان به سرعت بین کارهای مختلفی که شما در طی یک مسیر باآن در گیر هستید می باشد ،مثل پرتوی لرزان از نمایش یک نور لیزری با تمرین ، پروسه هدایت و دوباره هدایت کردن تمرکز بطور فوق العاده ای ناخودآگاه می شود. 
به ندرت وقتی که تمرکز شما از عمل صعود دور می شود ذهن آموزش دیده شما فوراً این فقدان را تشخیص می دهد و دوباره تمرکز را به سوی صعود هدایت می کند. دراین روش بطور مداوم درگیر و خودکارشدن درهنگام صعود به شما در نائل شدن به بالاترین خواسته یعنی حالت ((شناور)) کمک می کند




نوع مطلب : روانشناسی، ورزشی، خانواده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 31 مرداد 1391 :: نویسنده : علی محمد مهرابی

استرس افزایش یافته درورزشکاران می تواند منجر به اثرات منفی فیزیکی و روانی بر روی آنان و کاهش توان و کارائی ورزشکار گردد، ورزشکار عرق سرد می کند و درباره نتیجه رقابت خود نگرانی مضاعفی دارد و در می یابد که تمرکز کافی را برای انجام رقابت ندارد...

استرس افزایش یافته درورزشکاران می تواند منجر به اثرات منفی فیزیکی و روانی بر روی آنان و کاهش توان و کارائی ورزشکار گردد، ورزشکار عرق سرد می کند و درباره نتیجه رقابت خود نگرانی مضاعفی دارد و در می یابد که تمرکز کافی را برای انجام رقابت ندارد. 
این امر مربیان را بر آن داشت که به رشته روانشناسی ورزشی و نقش بخصوص آن در مدیریت استرس ورزشکاران علاقه مند شوند و این علاقه مندی بخصوص در مورد تکنیک هایی بود که سبب کاهش استرس و افزایش تمرکز ورزشکار می شدند. روانشناسی ورزشی یک ابزار بسیار قدرتمند درپیروزی یک ورزشکار به حساب می آید و تاکید روز افزونی بر آن می شود. تاکید بر چهار ویژگی ذهنی ورزشکاران اساس این رشته می باشد که در زیر به آنها می پردازیم. 
تمرکز 
یک ویژگی ذهنی است که در آن فرد بر کار خاصی متمرکز شده و تمام ذهن خود را معطوف آن کار و انجام بهینه آن می کند. چنانچه ورزشکاری تمرکز مناسبی نداشته باشد نمی تواند توانایی های خود را به صورت موثر در جهت رسیدن به هدف که همان پیروزی بر حریف می باشد به کار گیرد و نتیجه مناسبی را کسب نمی کند. 
● نوع تمرکز در ورزش های مختلف تفاوت دارد : 
▪ تمرکز پایدار : در دوهای مسافت ، دوچرخه سواری، تنیس و اسکواش 
▪ تمرکز لحظه ای و ناگهانی : در کریکت، گلف و رخدادهای میدانی ( دومیدانی ) 
▪ تمرکز عمیق : در دوهای سرعت و اسکی 
● مختل کننده های تمرکز ورزشکار می توانند موارد زیر باشد : 
▪ اضطراب و افکار منفی ورزشکار و خستگی 
▪ رقیب ورزشی وی حین رقابت و صحبت های نابجای مربی حین ورزش یا مسابقه 
● راه های کسب تمرکز: 
▪ لازم است ورزشکار بر راه های رسیدن به هدف نهایی خود تمرکز کند مثلا چنانچه ژیمناستیک کار می کند لازم است بر مراحل انجام تکنیک های هر حرکتی که می خواهد طی مسابقه انجام دهد تمرکز کند. استفاده از تصویر سازی ذهنی و تصور کردن خود طی انجام آن حرکت در کسب این نوع تمرکز بسیار می تواند مفید باشد. 
▪ ورزشکار می تواند روزهای قبل از مسا بقه، شب قبل از مسابقه و حتی در زمان قبل از مسابقه چندین بار آنچه را که طی مسابقه انجام خواهد دارد را تمرین کند و به صورت عملی اجرا کند تا هماهنگی عصب عضله و تمرکز درونی وی تقویت گردد. این امر کمک می کند تا بدن ورزشکار بهترین نتیجه را کسب کند. 
● اعتماد به نفس 
یعنی اعتقاد به توانایی های خود. ورزشکاری می تواند به هدف خود برسد که این امر که وی می تواند به هدف برسد اعتقاد داشته باشد، حتی اگر فرد توانایی رسیدن به هدف را داشته باشد اما اعتقاد به رسیدن به هدف را نداشته باشدنمی تواند به هدف برسد. هنگامی که ورزشکاراری اعتماد به نفس مناسبی داشته باشد می تواند حتی وقتی که کارها بصورت دلخواه پیش نرود روحیه خود را حفظ کند و کماکان برای پیروزی خود اشتیاق و تلاش خود را حفظ کند. برای بهبود اعتماد به نفس ورزشکار می تواند از تصویر سازی ذهنی استفاده کند به این صورت که : 
▪ موفقیت های قبلی خود را به یاد بیاورد و آنها را مجسم کند تا به احساس موفق بودن و لذت پیروزی دست یابد. 
▪ سناریو های شکست دادن حریف و یا انجام حرکات ورزشی را تجسم کند. 
● کنترل هیجانات 
منظور ازکنترل هیجانات وزشکار این است که بدانیم ورزشکار چه موقع و چرا دچار هیجانات می شود تا بتوانیم این هیجانات را در مسیر درست هدایت کنیم. در هیجان مضر که سبب کاهش عملکرد ورزشکار می شوند عبارتند از خشم و اضطراب : 
▪ اظطراب خود را به دو صورت بروز می دهد به صورت فیزیکی و به صورت روحی. علائم فیزیکی و جسمی اضطراب عبارتند از تعریق، تهوع ، نیاز به رفتن به دستشویی و لرز و علائم روحی مربوط به اضطراب عبارتند از : نگرانی، افکار منفی و گیج بودن و فقدان تمرکز. استفاده از تکنیکهای آرامش بخش در امر کاهش و رفع اضطراب بسیار مفیدند. 
هنگامی که ورزشکار خشمگین می شود توجه و تمرکز ورزشکار به سمت عامل ایجاد کننده خشم معطوف می شود لذا از توجه و تمرکز بر کار اصلی ورزشکار منحرف می شود و کارایی ورزشکار کاهش یافته و اعتماد به نفس وی از بین می رود و به راحتی شکست می خورد. آموزش روش های کنترل خشم می تواند کمک شایانی به ورزشکار بکند. 
● پشتکار و تعهد ورزشی 
کارایی و موفقیت ورزشکار به این امر بستگی دارد که طی سال ها ورزش در زمینه راه های مختلف کسب آمادگی پشتکار مناسبی داشته باشد. یک ورزشکار برای موفقیت در امر ورزش بخصوص وقتی که به صورت حرفه ای انجام گیرد لازم است که بسیاری از مسائل زندگی و روابط خود با خانواده ، دوستان و ..... را دوباره تنظیم کند و این امر پشتکار مضاعف را می طلبد. 
▪ عللی که می تواند تعهد پشتکار ورزشکار را تحلیل ببرد عبارتند از : 
ـ عدم مشاهده پیشرفت در امر ورزشی 
ـ آسیب های ورزشی 
ـ فقدان علاقه کافی به انجام ورزش مربوطه 
ـ اضطراب های مرتبط با ورزش و رقابت 
ـ عدم تعهد به انجام وظایف در سایر هم تیمی ها 
بسیاری از افراد مثل مربی، دوستان، پزشک تیم و .... می توانند با دادن انرژی مثبت و فیدبک مثبت به ورزشکاران بخصوص در دوران آسیب دیدگی، کارائی پائین و بیماری انگیزه و پشتکار و تعهد ورزشکار را حفظ و افزایش دهند و به این ترتیب شروعی دوباره را برای وی متصور باشند.




نوع مطلب : ورزشی، روانشناسی، خانواده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 31 مرداد 1391 :: نویسنده : علی محمد مهرابی


حافظه ی انسان موضوع بسیار پیچیده ای است. هر چند توسط علم مدرن می توانیم تعریف کامل و جامعی از حاقظه ارائه دهیم. ولی هنوز نمی دانیم که واقعا" حافظه چیست. می دانیم که حافظه ی ما در قشری از مغز است که توسط هیپوکامپوز کنترل می شود. بیماری آلزایمر اغلب با از دست دادن حافظه شروع می شود. ماده ی غیر پروتئینی به نام بتا در خارج از نورون ها که تأثیرپذیرترند، رسوب کرده و این قشا را تحت تأثیر قرار می دهد.

به طور کلی در تعریفی از حافظه می توانیم بگوییم؛ حفاظت از اطلاعات در یک دوره ی زمانی در شبکه.

این طور تصور کنید که برای ذخیره سازی و بازیابی یک سری اطلاعات در هر زمانی که مد نظرتان باشد، باید آن ها را در جایی ذخیره کرده باشید. حافظه ی ما بسیار پیچیده است و شما امکان ذخیره کردن انبوهی از اطلاعات در آن را دارید. اما توجه کنید که زمانی که استرس دارید، به یادآوری برخی مطالب برای تان، مشکل می شود. گاهی اوقات حافظه امان ما را دچار سردرگمی می کند. مثلا" تصور کنید که دو دوست با هم بیرون رفته اند و شاهد واقعه ای بوده اند. در تعریف این موضوع برای دیگران به دو شیوه ی متفاوت عمل می کنند و هر کسی از زبان خودش آن طور که دوست دارد، واقعه را تعریف می کند. این به یادآوری و انتقال اطلاعات باعث سردرگمی دیگران خواهد شد.

می توانیم برخی از داده ها را بی درد سر در حافظه ا مان نصب کنیم و برای ذخیره کردن برخی اطلاعات دیگر مدت زمان طولانی تری را صرف کنیم. به همین دلیل حافظه ی هر فردی با دیگری متفاوت است.

منصفانه بگویم، گاهی اوقات از این که اسم فرد یا محلی را به یاد نیاورده اید، از خودتان ناامید شده اید. لازم به ذکر است که گاهی حافظه مانند کامپیوتری عمل می کند که داده ای در آن ذخیره نشده است. با این تفاوت که حافظه ی انسان، سخت تر است.

در مرحله ی اول، باید اطلاعات ورودی به حافظه رمزگذاری شوند و سپس اطلاعات ذخیره شده و پردازش شوند.

وقتی که شما به موسیقی گوش می دهید یا تلویزیون تماشا می کنید، اطلاعات را با حافظه ی خود می سپارید. می توانیم برخی از داده ها را بی درد سر در حافظه ا مان نصب کنیم و برای ذخیره کردن برخی اطلاعات دیگر مدت زمان طولانی تری را صرف کنیم. به همین دلیل حافظه ی هر فردی با دیگری متفاوت است.

هنگامی که برای ذخیره ی اطلاعات، تمرکز به خرج می دهید، در واقع دارید با وسواس خاصی اطلاعات مورد نظرتان را کدگذاری می کنید تا پردازش شان راحت تر باشد. مغز انسان بسیار با شکوه است و از هر رایانه ای قدرتمندتر و فوق العاده تر عمل می کند. مهم ترین موضوع این است که گنجایش مغزتان نامحدود است و شما امکان ذخیره سازی هر گونه اطلاعاتی را دارید.

مغزتان کاملا" تقسیم بندی شده است و مانند هر کامپیوتری می توانید اطلاعات خاص خودتان را در قسمتی که مد نظرتان است، ذخیره کنید.

برای سنجش حافظه ی انسان، محققان لیستی از مواد همراه با کاربرد هر یک در صنعتی خاص را در بین شرکت کنندگان پخش کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد که هر یک از موارد لیست را با در نظر گرفتن رویدادی در ذهن شان ذخیره نمایند. سپس از هر یک از آن ها خواسته شد، تا لیست مواد را به خاطر بیاورند.

عکس العمل ها متفاوت و شیوه های به یادآوری نیز کاملا" از شخصی به دیگری فرق می کرد. در واقع هر کسی اطلاعات را در سه سطح در حافظه اش ذخیره می کند. ناگفته نماند که شما به اطلاعات مورد نظرتان کد اختصاص می دهید و سپس آن ها را پردازش کرده و به یاد می آورید.

▪ سطح کم عمق: اطلاعات حسی و یا خصوصیات فیزیکی را بدین صورت ذخیره می نمایید.

▪ سطح متوسط: اطلاعات مجزا از هم در این سطح ذخیره می شوند. مثلا" تفکیک اتومبیل های گوناگون از یکدیگر.

▪ عمیق ترین سطح: اطلاعاتی که دارای معنا و مفهوم خاصی هستند را در این سطح ذخیره می کنیم که احتمال به یادآوری این گونه اطلاعات در آینده بیش تر است. مثلا" اگر چهره ی کسی را ببینید، یادآوری دوباره ی این صورت در آینده برای تان راحت تر خواهد بود تا اسم آن شخص.

حافظه ی هر شخصی با دیگری متفاوت است ولی افراد می توانند با کار کردن بر روی حافظه شان، قدرت به یادآوری و پردازش اطلاعات را بهبود بخشند.

ناگفته نماند که حافظه ی هر شخصی با دیگری متفاوت است ولی افراد می توانند با کار کردن بر روی حافظه شان، قدرت به یادآوری و پردازش اطلاعات را بهبود بخشند. اگر بدانید که چگونه مطالب را کدگذاری نمایید و آن ها را به خاطره تان بسپارید، یادآوری آن ها نیز برای تان راحت تر خواهد بود. به معنای حافظه ی خوب دقت کنید و سپس سعی کنید تا مطالب را به ذهن تان بسپارید. تا به حال از کارت هایی برای یادآوری معنای لغات یک زبان بیگانه استفاده کرده اید؟ می دانید دلیل استفاده از این گونه کارت ها چیست؟ کمک به بخاطر سپردن راحت تر معنای هر کلمه با در نظر گرفتن تصویری از آن.

مثلا" شما برخی از رویدادهای مهم زندگی تان که تصویر خوب یا بدی از آن در ذهن دارید را راحت تر به یاد خواهید آورد. برای مثال اگر شما شاهد زلزله در منطقه ای باشید، هیچ گاه جزئیات آن را فراموش نخواهید کرد چرا که از نزدیک با چنین اطلاعاتی مواجه بوده اید و با تصویر آن را به خاطر سپرده اید. با استفاده از تصاویر ذهنی قوی، کم تر چیزی را فراموش می کنید و به یاد آوردن مجدد هر موضوعی برای تان آسان تر خواهد بود.

به همین دلیل است که برای یادگیری زبان بیگانه توصیه می شود با دیدن تصاویر شکل کلمات و معنای آن را به ذهن بسپارید تا مدت طولانی تری آن را در ذهن تان نگه دارید. گاهی اوقات اطلاعاتی را که مربوط به چندبن سال است به راحتی به یاد می آوریم و گاهی اوقات مطلبی را که چند دقیقه ی قبل خوانده ایم، فراموش می کنیم. واقعا" فکر می کنید علت چیست؟ شما در این مواقع از حافظه ی حسی تان استفاده کرده اید و به همین دلیل، اطلاعات را به سرعت فراموش می کنید.

با استفاده از حافظه ی کوتاه مدت، اطلاعات را ذخیره می کنید ولی اگر چندین بار آن را به یاد نیاورید، خیلی زود فراموش خواهید کرد. یکی از راه های بهبود حافظه ی کوتاه مدت، تکه تکه کردن اطلاعات و به خاطر سپردن آن ها است. منظورمان همان تمرین و ممارست است. مثلا" برای این که شماره ی تلفنی را به ذهن بسپارید، باید چندین بار آن را تکرار نمایید. مثلا" شماره ی تلفن طولانی را به چند بخش تقسیم نمایید و مرتب آن را تکرار نمایید. پس اطلاعات مورد نظرتان را بخش کرده و هر بخش را چندین بار تکرار نمایید.





نوع مطلب : روانشناسی، خانواده، عجیب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 31 مرداد 1391 :: نویسنده : علی محمد مهرابی


ویژگیهای افراد دارای انگیزه قدرت بالا

رهبری ویژگی افراد دارای انگیزه قدرت زیاد

افراد با نیاز به دقتر زیاد به دنبال کسب شهرت در گروهها بوده و ظاهرا در تلاش برای دستیابی به قدرت یا نفوذ ، مایل به یافتن راهی برای نشان دادن خودشان به دیگران هستند؛ مثلا دانش آموزان با نیاز قدرت زیاد گرایش به نوشتن نامه به نشریات آموزش و پرورش دارند. افراد با نیاز قدرت زیاد در تلاش برای دستیابی به نشان دادن خود به مردم اقدام به ریسک می‌کنند. به علاوه آنها بحث کردن با استاد متمایل بوده و برای کسب امتیازات در کلاس درس مشتاق‌ترند. 

آنها زمانی که در گروه قرار می‌گیرند، تلاش می‌کنند رهبری گروه را به عهده بگیرند و این تمایل به ابراز قدرت در آنها ممکن است در مواردی به ضرر گروه تمام شود چرا که اغلب از نظرات خود به جای رای گیری گروهی استفاده می‌کنند. این افراد در تعاملات اجتماعی معمولا بیشتر صحبت می‌کنند. در مسائل سهیم می‌شوند و اقدام به ریسک می‌کنند. افراد دیگر معمولا تحت تاثیر قرار می‌دهند اما اطرافیان ارزیابیهای از آنها دارند که نشان دهنده دوست داشتنی بودن آنها نیست. 

پرخاشگری در افراد با انگیزه قدرت زیاد

اعمال پرخاشگری آشکار عمدتا بوسیله جامعه کنترل و بازداری می‌شود. به همین دلیل تظاهرات پرخاشگرانه انگیزه قدرت عمدتا شکل دیگری به خود می‌گیرد. افراد با نیاز به قدرت زیاد هم مردان و هم زنان تصدیق می‌کنند که از افراد با نیاز قدرت کم تکانه‌های بسیار بیشتری برای عمل پرخاشگرانه دارند. در تحقیقی از افراد با نیاز قدرت زیاد و نیاز به قدرت کم پرسیده شد که آیا آنها تابحال احساس اقدام کردن به این قبیل کارها داشته‌اند: فریاد کشیدن بر سر کسی در ترافیک ، پرت کردن چیزها به اطراف اتاق ، خراب کردن مبلمان یا شکستن اشیا شکستنی و توهین کردن به کارکنان فروشگاهها. 

افراد با نیاز به قدرت زیاد بطور قابل ملاحظه‌ای تکانه‌های بیشتری را از افراد با نیاز قدرت کم برای اقدام به اینگونه اعمال گزارش کردند. هر چند شاید واقعا اقدام به این رفتار نگرده باشند، اما چنین ناراحتی را داشته‌اند. فرد بانیاز به قدرت زیادی می‌کوشد جسور و با نفوذ باشد ولی اغلب توسط ملاحظات اجتماعی مقید می‌شود. هنگامی که بازداریهای اجتماعی کنار گذاشته شوند مردان با نیاز قدرت زیاد از مردان با نیاز قدرت کم پرخاشگری بیشتری نشان می‌دهند. برخی اوقات استرس و وقایع منفی زندگی بر بازداریهای اجتماعی ضد پرخاشگری چیره می‌شوند. مردان با نیاز به قدرت زیاد ولی نه زنان به وقایع منفی زندگی و استرس با اعمال خشونت و بدرفتاری با افراد نزدیک پاسخ دادند. 

گرایش به مشاغل با نفوذ ویژگی افراد با انگیزه قدرت بالا

انگیزه قدرت به جستجو و اداره کردن مقامها در سازمانهای اختیاری و نهادی ربط دارد. تحقیقات گرایش استخدام در مشاغل زیر را در مردان با نیاز قدرت زیاد نشان داده‌اند. مدیر بازرگانی ، معلم یا استاد ، روانشناس ، روزنامه نگار ، کشیش و دیپلمات بین المللی هر یک از این مشاغل فرصتی را برای هدایت کردن رفتار دیگران و طبق برنامه‌های از پیش تعیین شده فراهم می‌آورند. 

به علاوه این مشاغل فرد را به پاداشها و تنبیهات لازم برای داشتن نفوذ در رفتار فرد مجهز می‌سازند. مثلا معلم ، کشیش و دیپلمات همگی وسایلی برای مجازات کردن رفتار دیگران چنانچه از برنامه مقرر تخطی کنند، در اختیار دارند. روزنامه نگار می تواند رفتار دیگران را از طریق سرمقاله مجازات کند، مدیر بازرگانی دستورات و برنامه‌های تولیدی را به کارکنان می‌دهد و به این طریق وسایلی را برای نفوذ در رفتار کارکنان در اختیار دارد. 

اساس فیزیولوژیک انگیزه قدرت

انگیزه قدرت با فعالیت مزمن ، دستگاه عصبی سمپاتیک بر حسب فشار خون بالا و دفع مستمر کاته کولامین مشخص شده است. به خاطر سطح فشار خون و کاته کولامین بالا افراد با نیاز قدرت زیاد در مقایسه با افراد با نیاز قدرت کم معمولا اهل جرو بحث هستند، راحت‌تر خشمگین می‌شوند، برای پرداختن به ورزشهای رقابتی مستعدترند و مشکل بیشتری برای خوابیدن در شب دارند. 

اگر به افراد با نیاز به قدرت امکان ابراز برانگیختگی سمپایتک به شیوه‌ای که پاداشهای اجتماعی داده شود، لذت عاطفی را تجربه خواهند کرد. اما اگر برانگیختگی سمپاتیک افراد با نیاز قدرت بازداری و سد شده باشد، برانیگختگی سمپاتیک تقویت نشده احتمال بیماری جسمانی را زیاد می‌کند. پس از یک طرف اگر برانگیختگی سمپاتیک تقویت شده باشد به صورت بالقوه لذت عاطفی را تولید می‌کند، ولی از طرف دیگر اگر بازداری شده باشد به صورت بالقوه بیماری جسمانی را تولید می‌کند. 



نوع مطلب : روانشناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 31 مرداد 1391 :: نویسنده : علی محمد مهرابی


ویژگیهای افراد دارای انگیزه پیشرفت

حداکثر عملکرد در تکالیف نسبتا چالش انگیز در افرادی با انگیزش پیشرفت بالا

افرادی که نیاز پیشرفت زیادی دارند در تکلیفی که به آنها گفته شده از نظر دشواری متوسط بهتر از افرادی که نیاز پیشرفت کمی دارند عمل می‌کنند. وی افراد با نیاز پیشرفت زیاد بهتر از افراد با نیاز پیشرفت کم در تکالیف آسان یا دشوار عمل نمی‌کنند و عملکرد در تکالیف نسبتا دشوار برای فرد با نیاز پیشرفت زیاد مشوق مثبتی را فراهم می‌سازد که فرد با نیاز پیشرفت کم آن را تجربه نمی‌کند. فرد با نیاز پیشرفت زیاد به دنبال چالش متوسط است زیرا این نوع چالش مهارت و تونایی وی را بهتر می‌آزماید. موفقیت از طریق مهارت خود شخص به فرد با نیاز پیشرفت زیاد این احساس را می‌دهد که کار وی خوب انجام شده است، احساس که اهمیت خاصی برای این افراد دارد. 

پایداری در افراد با انگیزش پیشرفت بالا

افراد با نیاز پیشرفت زیاد نه تنها تکالیف نسبتا دشوار را ترجیح می‌دهند بلکه پایداری بیشتری نیز در این تکالیف دارند و پایداری کم در تکالیف آسان و دشوار افراد شدیدا پیشرفت‌گرا هنگام روبه رو شدن با شکست در تکالیف دشوار در مقایسه با افراد پیشرفت‌گرای کم پایداری زیادی نشان می‌دهند. افراد با نیاز پیشرفت زیاد عموما استقامت بیشتری دارند و تا مدت زمان بیشتری به کار خود ادامه می‌دهند. 

رفتارهای بازرگانی در افرادی با انگیزش پیشرفت بالا

مک کللند که تحقیقات مفصلی روی انگیزش پیشرفت داشته است ارتباط نیرومندی را بین رفتارهای بازرگانی و انگیزه پیشرفت مشاهده کرده است. او دانشجویان را از نظر نیاز پیشرفت مورد بررسی قرار داد و انتخابهای شغلی آنها را 14 سال بعد پی گیری نمود. هر یک از شغلهای دانشجویان با عنوان بازرگانی دسته بندی شد. اکثر افرادی که که مشاغل بازرگانی داشتند در آزمون 14 سال قبل خود انگیزه پیشرفت بالایی نشان داده بودند. 

زمینه اجتماعی انگیزه پیشرفت

هنگام توصیف انگیزه پیشرفت ضروری است که زمینه‌های اجتماعی آن توجه شود. هر فرد تلاش می‌کند به نحوی به وظائف مورد نظر خویش عمل کند ولی از آنجا که این امر در یک محیط اجتماعی اتفاق می‌افتد. مفاهیمی از قبیل تشریک مساعی ، رقابت ، تشکیل گروه ، اهداف گروه و پیشرفت گروهی نیز مطرح می‌شود. در میان آثار اجتماعی انگیزه پیشرفت می‌توان به آثار مثبت اجتماعی آن اشاره کرد که مورد توجه بیشتری قرار می‌گیرند. با توجه به اینکه بیشتر افراد جامعه موفقیت در انجام وظائف را یک هدف مثبت در نظر می‌گیرند و در این زمینه تلاش می‌کنند در نتیجه به آثار مثبتی از قبیل فزونی انتظار موفقیتهای بعدی غرور و صلاحیت بیشتر دست می‌یابند. بنابراین موفقیت دارای آثار مثبت اجتماعی است. 

دستیابی به هدف مورد انتشار موجب تجلی موفقیت می‌گردد و در این صورت افراد نسبت به یکدیگر برخورد صمیمانه و خیر اندیشانه از خود نشان می‌دهند. در یکی از آزمایشاتی که در این زمینه انجام شد، محققان نتیجه گرفتند که افراد موفق نسبت به افراد ناموفق در زمینه کارهای اجتاعی و عام المنفعه و مددیاری آمادگی بیشتری از خود نشان می دهند. آنها معتقد بودند که بین موفقیت و گرایش به کارهای مردم پسند رابطه وجود دارد. نتیجه تحقیق دیگری نشان داد که وجود احساس موفقیت در افراد باعث می‌شود که آنها به شکلات دیگران بیشتر رسیدگی کنند. 

تاثیر عدم موفقیت بر رفتار به درستی معلوم نیست ولی وقتی موفقیت سبب افزایش رفتار اجتماعیمی‌شود، می‌توان تصور کرد که عدم موفقیت در بروز رفتارهای ضد اجتماعی موثر باشد. گاهی افرادی که موفق نمی‌شوند، سعی می‌کنند عزت نفس خویش را به صورت سطحی با رفتارهای بلند پروازنه بهبود بخشند. تاثیر عدم موفقیت به عواملی از قبیل زمینه‌های اجتماعی و موقعیت اجتماعی که فرد در آن موقعیت موفق نشده است، بستگی دارد. 

روشهای اندازه گیری انگیزه پیشرفت

رایج‌ترین شیوه اندازه گیری انگیزه‌های پیشرفت آزمون TAT است که توسط "هنری مورای" ارائه شده است. TAT مجموعه‌ای ار تصاویر را به آزمودنی نشان می‌دهد و از او می‌خواهد تا داستانهای کوتاهی درباره وقایع نقاشی شده در هر تصویر بسازد. محتوا و موضوعی که فرد برای تصویر ارائه شده در قاب داستان ارائه می‌کند، می‌توانند بیانگر نیازها و انگیزه‌های پیشرفت باشند: مثلا ممکن است فردی برای یکی از تصاویر آزمودن TAT موضوع تلاش شخصی را برای راه یابی به دانشکده پزشکی ، دکتر شدن و کشف درمان برای یک بیماری لاعلاج را مطرح کند چنین محتوایی یک موضوع مربوط به انگیزه پیشرفت است. 

علاوه بر آزمون TAT مقیاسهای دیگری نیز برای بررسی انگیزه پیشرفت مورد استفاده قرار گرفته‌اند که مقیاسهای خود سنجی رواج بیشتری پیدا کرده‌اند چون راحت‌تر قابل اجرا و نمره گذاری و تفسیر هستند. در این میان می‌توان به مقیاس pmt هرمنزو پرسشنامه انگیزش پیشرفت هلم دیچ و اسپنس اشاره کرد.



نوع مطلب : روانشناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 31 مرداد 1391 :: نویسنده : علی محمد مهرابی

مقدمه

هیچ چیز مثل زندگی مثبت‌نگرانه نمی‌تواند احساس شادکامی و خوشبختی را در انسان بوجود بیاورد. انسانهایی که احساس خوشبختی می‌کنند افرادی هستند که کمتر با افکار و مسائل منفی سروکار دارند و اجازه نمی‌دهند بیش از مقدار لازم و طبیعی با مسائل منفی درگیر شوند. با نیمه پر لیوان زندگی می‌کنند و اتفاقات را از جانب مثبت ارزیابی می‌کنند. افکار روزانه آنها حول و حوش مسائل خوب دور می‌زند و با دیدگاهی مثبت کارها و امور زندگی خود را دنبال می‌کنند. آنها کمتر از نمی‌شود، نمی‌توان و ... استفاده می‌کنند. مثبت‌بینی نیروی انسان و اراده او را در جهت رسیدن به اهداف و خواسته‌هایش تامین می‌کند. 



تصویر

معنویات نقش مهمی در شادکامی دارند.

امور معنوی و پیوندهای قلبی انسان با آنها بسیار موثر هستند. این پیوندها علاوه بر کمک به انسان در جهت داشتن نگرشی مثبت به زندگی به او کمک می‌کنند در شرایط سخت و منفی و آزار دهنده نیز تسلط بیشتری روی مسائل داشته باشند. انسان بدون معنویات و ارتباطش با این منابع بی‌تکیه‌گاه است. در مراسم معنوی شرکت کنید، هر چند وقت به اماکن متبرکه و زیارت‌گاهها بروید. 

انگیزه خود را تقویت کنید

انگیزه موتور حرکتی انسان انسان بی‌انگیزه راکد و کسل و بی‌تحرک است. با عوامل مخل انگیزه بجنگید و عواملی را که انگیزه شما را قدرتمند و قوی می‌سازند را تقویت کنید. 

شبکه اجتماعی خود را وسعت دهید

داشتن روابط گسترده برای زندگی سالم و کم استرس مفید است. افراد تنها بیشتر دچار استرس می‌شوند و بیشتر دچار کسالت و بی‌حوصلگی می‌شوند. روابط خود را بیشتر و بیشتر کنید. این نوع روابط علاوه بر پر کردن اوقات فراغت شما در شرایط سختی و ناراحتی نیز تکیه‌گاه خوبی را برای شما فراهم می‌کند. 

برنامه ریزی داشته باشید

بدون برنامه ریزی زندگی بهم ریخته و نامنظم است و بی‌نظمی مخل آسایش و خوشبختی. نظمی به زندگی خود بدهید کارها و وظایف خود را مشخص کنید و هر چیز را سر جای خود قرار دهید و برای هر کاری وقتی تنظیم کنید. به این ترتیب شما در بین کارها و وظایف و مشغله‌های مختلف گیر نخواهید افتاد و کمتر و کمتر دچار ناراحتی و استرس خواهید شد طبعا شادمان‌تر و شاداب‌تر خواهید بود. 

به ظاهر خود توجه کنید.

ظاهر انسان ، آینه‌ای از درون اوست. افرادی که به ظاهر آراسته خود اهمیت نمی‌دهند علاوه بر تاثیر منفی خود روی اطرافیان روی روحیه خود نیز تاثیر منفی دارند. به لباس ، زیبایی و جوانی خود توجه کنید. زمانی را برای حفظ زیبایی و جوانی اختصاص دهید. 



تصویر

هدفمند باشید

داشتن اهداف بیشتر برنامه‌ها و امور زندگی انسان را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. راه و روش زندگی شما در راستای اهداف‌تان از زندگی شکل می‌گیرد. اهداف بلند مدت و کوتاه مدت خود را معین کنید. خلاقیت بیشتری به خرج بدهید و روشهای جدیدی را برای رسیدن به اهداف خود یاد بگیرید. اهداف به شما انگیزه می‌دهند و شیوه‌های خوب زندگی را برایتان ترسیم می‌کنند. 

درآمد خود را افزایش دهید

علاوه بر همه کارهایی که برای ایجاد شادابی در خود انجام می‌دهید موضوع درآمد و رفاه را فرموش نکنید. به فکر راههای سالمی باشید که درآمدهای شما را افزایش می‌دهند. به این ترتیب راه را بر برخی مشکلات مالی که ممکن است در زندگی داشته باشید ببندید. علاوه بر این با این کار احساس کفایت ، استقلال و خواسته‌های خود را نیز تامین کرده‌اید. 



نوع مطلب : روانشناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 31 مرداد 1391 :: نویسنده : علی محمد مهرابی
برای این بیماران «دنیا تماما صحنه است» زیر آن مانند «ستاره سینما» در روابط با اشخاص نقش بازی می‌کنند. در برخود با این افراد «صحبتهای پر آب و تاب و جلب توجه کننده» مکررا دیده می‌شود. آنها هر چیزی را مهمتر از آنچه که واقعا هست، جلوه می‌دهند. رفتار بیمار در هر دو جنس «اغواگرانه و نمایشی» است، بخصوص از لحاظ جنسی اهل «لاس زدن و عشوه کردن» هستند، بویژه زنان که ممکن است بصورت اغوا کننده‌ای «لباس بپوشند، رفتار کنند یا خود را آرایش نمایند». اما این بیماران در روابط جنسی پخته و واقعی مشکلات زیادی دارند. زنان ممکن است به ارگاسم نرسند و مردان نیز (ناتوانی جنسی) دارند. این بیماران همچنین ممکن است برای جلب توجه «ژست‌های تهدید» و «خودکشیهای نمایشی» یا «بیماریهای جلب توجه کننده» را داشته باشند. 

یک مثال

روانپزشکی که در حال تهیه تاریخچه زندگی مراجعی بود: کوشش‌های متعدّدی کرد درباره پدر بیمار توصیفی بدست آورد. امّا با جود صمیمیت زیاد بیمار در هر بار ناموفق بود. روانپزشک در پرونده بیمار نوشت:

"به نظر می‌رسد که او به سختی قادر به فهم چیزهایی بود که من علاقمند به آنها بودم. بهترین توصیف او از پدرش این بود (پدر من! آه ، افسوس! او بود.) این کل تمام حرفهای او بود. فقط (آه و افسوس!)" 

ملاکهای تشخیص اختلال نمایشی

الگوی مستمر هیجان زدگی ، توجه طلبی که در اوائل بزرگسالی شروع می‌شود و در زمینه‌های گوناگون وجود دارد. برای تشخیص وجود پنج (یا بیشتر) علامت از علائم زیر ضروری است:



  • درموقعیتهایی که کانون توجه نیست ، احساس ناراحتی می‌کند.
  • تعامل او با دیگران معمولا با رفتار اغوگرانه و برانگیزنده جنس مشخص است.
  • هیجانات را بطور سطحی و با تغییرات سریع ابراز می‌کند.
  • مستمرا از ظاهر فیزیکی خود برای جلب توجه استفاده می‌کند.
  • سبک گفتار او برداشت گرایانه و فاقد جزئیات است.
  • تلقین‌پذیر است، یعنی به آسانی تحت نفوذ دیگران و موقعیت قرار می‌گیرد.

تشخیص افتراقی اختلال نمایشی

  • تشخیص شخصیت نمایشی و مرزی مشکل است. در موقعیت‌های بالینی هر چند می‌توان هر دو اختلال را در یک فرد تشخیص داد. ولی بهتر است متخصص آنهارا از هم تفکیک کند.

  • اختلال مانیک: چون بیمار تحریک پذیر و هیجان زده است و مرتبا از موقع صحبت از مطلبی به مطلب دیگر می‌رود (منحرف شدن از موضوع بحث) احتمال اشتباه با اختلال مانیک وجود دارد.

درمان اختلال شخصیت نمایشی

روان درمانی

این بیماران غالبا از احساسات واقعی خود بی‌خبراند. بنابراین کمک به آنها در جهت بینش به احساسات درونی‌شان یکی فرآیند‌های مهم درمان است. احتمال تعجب ، انکار یا خشم در مقابل این بینش داده شده وجود دارد. 

دارو درمانی

داروهایی مانند ضد اضطرابها ، ضد ‌افسردگیها و نورولپتیک‌ها (ضد جنون‌ها) همراه با روان درمانی می‌تواند مفید باشد. 



نوع مطلب : روانشناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 31 مرداد 1391 :: نویسنده : علی محمد مهرابی
شخصیت یعنی « مجموعه‌ای از رفتار وشیوه‌های تفکر شخص در زندگی روزمره که با ویژگی های بی همتا بودن ، ثبات (پایداری) و قابلیت پیش بینی» مشخص می‌شود. از این تعریف چندین نکته قابل استنباط است. 
  • بی همتایی و تفاوت : شخصیت یک فرد بی‌همتاست و در عین بعضی مشابهت‌ها ، هیچ دو شخصیت یکسان و همسان وجود ندارد.

  • ثبات داشتن (پایداری) : اگر چه افراد در شرایط و محیطهای گوناگون در ظاهر رفتار متضاد و مختلفی دارند، ولی در طول زمان (مثلا چندین دهه) رفتار و واکنش و همچنین شیوه تفکر آنها دارای یک در ثبات نسبی دائمی است.

  • قابلیت پیش بینی : با توجه کردن و مطالعه رفتار و نوع تفکر اشخاص می‌توان سبک رفتاری و تفکری افراد را با احتمال زیاد پیش بینی کرد. قابلیت پیش بینی رفتار با «ثبات در رفتار» رابطه متقابل دارد.

اختلال شخصیت چیست؟

  • آیا تابحال کسی را دیده‌اید که در برابر یک انتقاد ساده ، واکنش خشمگینانه شدیدی داشته باشد؟
  • آیا از خود پرسیده‌اید که چرا بعضی افراد انواع مختلف «خال کوبی» را روی پوست خود دارند؟
  • چرا بعضی افراد برای خود بعضی افراد برای خود ، خانواده و ... برنامه ریزی سختگیرانه دارند بصورتی که شرایط بحرانی هم حاضر به تغییر آن نیستند؟

شخصیت می‌تواند سازگار و یا ناسازگار باشد. «ناسازگاری» زمانی مطرح می‌شود که افراد قادر نباشند تفکر و رفتار خود را با محیط و تغییرات آن تطبیق دهند. سازگاری یا عدم سازگاری ارتباط نزدیکی با «انعطاف پذیری» دارد. یک شخصیت سالم با وجود ثبات و پایداری به میزانی از انعطاف‌پذیری بهره می‌برد. اما افراد ناسازگار در برخورد با موقعیت‌هایی که واکنش به آنها مستلزم تغییرات و تصمیمات جدید است، تفکر و رفتار انعطاف ناپذیری از خود بروز می‌دهند. بنابراین ، اختلال شخصیت یعنی «رفتارهای ناسازگار و انعطاف ناپذیر در برخورد با محیط و موقعیت ها» 

میزان شیوع اختلال شخصیت

شیوع در جمعیت کلی

میزان شیوع اختلال شخصیت در کل جمعیت حدود 4 تا 6 درصد برآورد شده است. اگر چه در بین انواع مختلف شخصیتی تفاوتهای معنی‌دار وجود دارد برای مثال برآوردها برای اختلال پارانوئید حدود (0.5 تا 2.5 درصد) است در حالی که برای اختلال اجتنابی بین (1 تا 10 درصد) اعلام شده است. 

شیوع در بین دو جنس

در میزان شیوع اختلال شخصیت بین دو جنس تفاوت های معنی‌دار دیده می شود برای نمونه در حالی که طبق برآوردهاا صداجتماعی واختلال وسواسی- جبری در مردان بیشتر از زنان است اختلال مرزی نمایشی و وابسته در زنان بیشتر از مردان (گاهی 2 برابر مردان) است. 

درمان اختلال شخصیت

روان درمانی

روشی است که روانشناسان بالینی یا مشاور با استفاده از اقدامات «نیرو دارویی» اقدام به درمان اختلال می نماید و شامل انواع مختلفی است از قبیل «روانکاروی ، شناخت درمانی ، رفتار درمانی ، گروه درمانی، آموزش مهارت های اجتماعی و... هدف از روان دمانی ، آموزش رفتارهای جدید همراه با اسجاد خودآگاهی و بینش در مراجع (دروان جو) نسبت به رفتار خود و اثر آن بر فرد و جامعه است. در درمان اختلال شخصیت اولویت با روان درمانی است. 

درمان دارویی

در کنلار روان درمانی مواقعی وجود دارد که لازم است از دارو نیز استفاده شود تا فرآیند درمان تسهیل شود. دارو درمانی زیر نظر روانپزشک اعمال می شود و میزان و تعداد مصرف را او تعیین می کند. داروهای مورد استفاده برای درمان این اختلال بطور غیر مستقیم اثر خود در اعمال می کنند. برخی از گروهها دارویی مورد استفاده عبارتند از: ضد اضطرابها ، ضد افسردگیها ، ضد جنونها



نوع مطلب : روانشناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


مشاور عزیز: من یک مرد 35 ساله خیلی خجالتی هستم که هیچ وقت یاد نگرفته چگونه می تواند سر صحبت با یک خـانم را باز کند؟ اصلا نمی دانم که در چنین شرایطی باید در مــورد چه چیزهایی حرف بزنم؛ بهمین دلیل هم معمولا حـرفی بـرای گـفتن ندارم. رفته رفته تمام دوستانم در حال قـطــع کردن رابطه شان با من هستند و مرا به مهمانیهایخود دعوت نمی کنند. البته من خودم هم به آنها حق می دهـم و ســرزنششان نمی کنم. به همین دلیل خودم هم دیـگر تــمایلی به شرکت در جشن ها و مهمانی ها ندارم. من آدم بد قیافه ای نیستم؛ چون چه در محل کار و چه در خارج از آن، خانم هایی که در نگاه اول مرا می بینند، به من لبخند می زنند و رفتار خوبی از خود نسبت به من نشان می دهند. مشکل من اینجاست که نمی دانم باید چه چیزی به آنها بگویم و چه عکس العملی از خود نشان دهم. هیچ گاه نمی توانم جمله ای را که شروع می کنم به درستی به پایان برسانم و این کار مرا واقعا عصبانی می کند و باعث می شود که احساس بدی نسبت به خودم پیدا کنم و خونسردی ام را از دست بدهم. سوال من این است که بعد از "سلام" چه چیز دیگری باید بگویم؟- هومن-

هومن عزیز: برای حل مشکل خود می توانی از شیوه یکی از چهره های موفق تلویزیونی بهره بگیری. هدف اولیه این است که تا جاییکه می توانیم باید در مورد طرف مقابل خود اطلاعات بدست آوریم. شاید به تو یاد داده باشند که در اولین برخورد باید در خانم ها تاثیر بگذاری، ولی ما به تو می گوییم که این حرف ها را فراموش کن؛ تو باید به دنبال این باشی که خصوصیات بارز و منحصر به فرد مخاطب را برای خودش آشکار کنی. بیشتر افراد دوست دارند با کسی صحبت کنند که آنها را مورد توجه خود قرار دهد. اگر این توانایی را پیدا کنی که دیگران در هنگام صحبت کردن با تو احساس کنند جالب توجه، استثنایی و بی نظیر هستند، این تصور در آنها ایجاد می شود که تو خودت نیز به شخصه انسان فوق العاده و بی همتایی هستی. من به تمام خانم ها و آقایونی که برای مشاوره نزد من مراجعه می کنند، توصیه می کنم که همه ما دوست داریم با افرادی ارتباط داشته باشیم که سبب شوند در مورد خودمان احساس بهتری پیدا کنیم.   آسان ترین راه این است که وانمود کنید شما همان مجری موفق هستید؛ همانطور که می دانید آنها با مطرح ساختن سوالاتی که نیاز به تشریح و تفصیل دارند، توانسته اند شهرت جهانی برای خود برهم زنند. سعی کنید از شخص مقابل سوالاتی بپرسید که پاسخ آنها چیزی بیشتر از یک "بله" و یا "نه" ساده هستند. برای مثال، اگر قصد دارید تا با کسی در محل کار سر صحبت را باز کنید، می توانید از او سوال کنید: "تو چه جوری اینجا استخدام شدی؟"  اگر در مهمانی به کسی برخوردید و جذب او شدید می توانید بپرسید: "چی شد که تصمیم گرفتی امشب بیای اینجا و در این مهمانی شرکت کنی؟" نمونه های دیگر برای شروع یک مکالمه اثر بخش از این قرار است: "بجز کار، علاقه به انجام چه امور دیگری داری؟ در چند سال اخیر چه اتفاقات شایان ذکری در زندگی ات رخ داده؟ فکر می کنی در چند سال آتی چه تغییراتی در زندگی ات ایجاد شود؟ با چه تکنیک هایی قصد فائق آمدن بر مشکلات را داری؟ و ... " دقت داشته باشید که پرسش های شما نباید جزء سوالاتی باشند که طرف مقابل بتواند با یک "بله" یا "خیر" خشک و خالی به آنها پاسخ دهد و سر و ته قضیه را هم بیاورد. باید سوالاتی مطرح کنید که دامنه پاسخ دادن به آنها کاملا باز باشد. به عنوان نمونه سوالی نظیر " خوش می گذره؟" چیزی بیش از یک پاسخ کوتاه در بر ندارد و شما را به هیچ کجا نمی برد و چیزی دستگیرتان نخواهد شد. اما اگر مشاهده کردید که فردی به تنهایی در گوشه ای ایستاده می توانید جلو بروید و از او بپرسید: "تو خیلی جدی - یا خوشحال - به نظر می رسی ( بسته به شرایط)، می تونم بپرسم به چی فکر می کنی؟" این سوال باعث می شود که آنها به صورت ناخودآگاه اطلاعاتی هم در مورد خودشان و هم در مورد شرایط موجود، در اختیارتان قرار دهند.

در اکثر موارد انسان های خجالتی خودشان را بیش از اندازه تحت فشار قرار می دهند و تصور می کنند که باید به طور پیوسته برای مطرح کردن موضوعات جالب و سرگرم کننده، در تلاش باشند. هیچ الزامی به انجام چنین کاری وجود ندارد. بیشتر مردم صرفاً در پی مشاهده توجه و علاقه دیگری نسبت به خود هستند. بنابراین پس از اینکه شما سوال را مطرح و پاسخ خود را دریافت نمودید، چیزی را که چند لحظه پیش به عنوان جواب دریافت کردید، مجدداً تکرار کنید. شاید این کار در نظر اول امری طوطی وار به نظر رسد، اما رفته رفته به آن عادت پیدا خواهید کرد. خوب مثلا فرض کنید که می پرسید: "هی، تو خیلی جدی به نظر می رسی، تو ذهنت به چی فکر می کنی؟" و در جواب می شنوید که: "اخیراً شرکت تصمیم دارد افراد بسیار زیادی را به طور موقت از کار معلق نماید و من دچار دلهره شده ام که مبادا اسم من هم جزء این لیست باشد. "با پاسخ های قدیمی که در ذهنتان نقش می بندد، بجنگید؛ و سعی کنید حتی الامکان از آنها استفاده نکنید: "اگر مثبت فکر کنی هیچ گاه این اتفاق رخ نخواهد داد." و یا "چرا؟! هنوز که چیزی اتفاق نیفتاده پس بهتره نگران نباشی." به جای آن می توانید از جمله های روشنفکرانه ای نظیر: "منظورت این است که شرکت در حال نقل و انتقال است و تو باید به فکر کار دیگری باشی؟" استفاده کنید. نمونه ای دیگر: "دوستم قرار بوده با من تماس بگیرد و خیلی دیر کرده، اطلاع ندارم کجا است و نگرانم که اتفاقی برایش نیفتاده باشد" می توانید در جواب بگویید: "قرار بوده دوستت سر یک ساعت مشخصی به تو تلفن بزند و هنوز این کار را انجام نداده؟ به خاطر همین نگران شده ای؟" اگر او احساس کند که بالاخره کسی را پیدا کرده که از توانایی درک بالایی برخوردار است، تمایل پیدا می کند که به صحبت هایش با شما ادامه دهد.

نکته مهم دیگری که باید همیشه به یاد داشته باشید این است که مردم عاشق این هستند که احساس کنند چیزی که در مورد آن صحبت می کنند از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بنابراین در این قسمت می توانید جمله های اینچنینی بگویید، "خیلی جالب است، من جداً از دیدگاه شما خوشم آمده، به نظر می رسد که در مدرسه تکالیفت را خوب انجام می دادی که الان اینقدر باهوش و با مزه شده ای، و ...." تمامی این حرف ها صرفاً به این خاطر گفته می شوند که فرد احساس خوبی نسبت به خودش پیدا کند .





نوع مطلب : روانشناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 31 مرداد 1391 :: نویسنده : علی محمد مهرابی

اهمیت نه گفتن

  • چرا باید نه بگوئیم؟
  • آیا نه یک مهارت است؟
  • چگونه می‌توان آنرا یاد گرفت؟

اینها سوالاتی هستند که شاید برای برخی افراد مطرح شده باشند. از آنجایی که زندگی اجتماعی مستلزم رعایت مواردی است که هم حقوق دیگران و هم حقوق فرد در آن باید مورد توجه قرار گیرد مهارت نه گفتن یکی از لازمه‌های موفقیت فرد در زندگی شخصی اجتماعی‌اش است. هر فردی ، برای خود عقاید ، ایده‌ها و اهدافی دارد، شیوه زندگی را برای خود برگزیده است و لازم است در مواردی که احساس کند این اهداف و ایده‌ها در برآورده شدن آنها با احتمال بروز مشکل روبرو خواهد شد؟ از مهارتهای خاصی استفاده کند تا بتواند خود را در مسیر مناسبی که برای خود برگزدیده است، نگه دارد. انسان اراده و اختیار و آگاهیدارد. بر اساس اراده خود می‌تواند تصمیمهایی برای زندگی داشته باشد. این تصمیمها از موارد بسیار جزئی یا موارد بزرگ و پراهمیت را شامل می‌شود، آنچه که به عنوان مانعی او را عملی ساختن تصمیمات خود باز دارد باید به نحوی از گذر مسیر او برداشته شود. برای چنین اقدامی قاطعیت ، قدرت و به عبارتی مهارتهایی چون نه گفتن و ... مورد نیاز است. 



تصویر

از چه سنی نه گفتن را یاد بگیریم؟

کودکان در سنین خاصی ویژگیهایی دارند که اندکی متفاوت از ویژگیهای آنها در سالهای دیگر زندگی است. در حدود سنین 4 - 5 سالگی تمایل دارند، استقلال بیشتری داشته باشند. در مقابل خواسته‌های دیگران مخالفت می‌کنند و به عبارتی از قول والدین لجبازی می‌کنند. این دوره سنی به سن ، نه گفتن معروف است. بطوری که رفتار معکوس به نحوی در اکثر عملکردهای کودک دیده می‌شود و او به نحوی می‌خواهد بر خلاف خواسته والدین خود عمل بکند. این ویژگیها بطور طبیعی در این سنین آغاز می‌شوند و می‌توان گفت تمرینات اولیه‌ای برای پیدا کردن مهارتهای مرتبط در سنین بزرگسالی هستند. 

مشابه این حالت را ما یکبار دیگر در دوره نوجوانی مشاهده می‌کنیم. در این دوره سنی نیز فرد بویژه نسبت به خواسته‌های والدین فرد حالت عناد و منفی کاری به خود می‌گیرد و تلاش می‌کند بیشتر مطابق با خواسته‌ها و نظرات خود عمل کند. این کار روشی برای نشان دادن حس استقلال در نوجوان است. با وجود اینکه این دوره‌ها به عنوان دوره‌های اختصاصی نه گفتن معروفند، اما یادگیری نه گفتن در هر سنی امکان پذیر است، با توجه به اینکه جهت دهی ویژگیهای فرد اهمیت قابل توجهی پیدا می‌کند. 

انواع نه گفتن

اگر بخواهیم انواع مواردی که ما در آنها ناچار به استفاده از این مهارت هستیم را دسته بندی کنیم، به دو طبقه کلی می‌رسیم؛ نه گفتن به خود و نه گفتن به دیگران. 

نه گفتن به خود

هر فرد برای خود اهدافی در نظر می‌گیرد و بر این اساس تصمیماتی اتخاذ می‌کند. بر این اساس و برای عملی ساختن تصمیمات خود لازم است با هر آنچه که در ارتباط با خود و مانع عملی شدن تصمیمات او می‌شود، مبارزه کند. در چنین حالتی فرد باید به خواسته‌های خود نه بگوید تا بتواند به اهداف خود برسد. تصور کنید فردی را که تصمیم گرفته است با اجرای یک رژیم غذایی مناسب تعدادی از وزن خود را کاهش دهد. کاهش دادن وزن هدف اساس اوست که برای رسیدن به آن باید دست از برخی رفتارهای خوردن بردارد. مثلا از خوردن ، شیرینجات خودداری کنید. 

زمانی که فرد در مقابل و وسوسه خوردن یک تکه شیرینی خوشمزه مقاومت می‌کند، در واقع به خواسته‌های خود جواب نه می‌دهد. خواسته‌هایی که با خواسته‌های اساسی‌تر او منافات دارد. به عنوان یک مثال دیگر دانش آموزی را در نظر بگیرید که قصد دارد نمرات بالایی در امتحان پایان سال بدست آورد. برنامه ریزی می‌کند و تصمیماتی می‌گیرد. طبعا در چنین برنامه ریزی ما زمان کمتری صرف تفریحات و غیره خواهد شد. زمانی که در مقابل وسوسه تماشای یک برنامه تلویزیونی مقاومت می‌کند، در واقع از مهارت خود برای نه گفتن به خود استفاده می‌کند. 

نه گفتن به دیگران

زمانی که خواسته‌های فرد و تمایلات فرد با خواسته‌های دیگران منافات پیدا می‌کند. در این حالت فردی که تمایلات و خواسته‌های خود را ترجیح می‌دهد، ناچار است در مقابل خواسته‌های دیگران مقاومت کند. چگونه می‌تواند این کار را انجام دهد؟ تصور کنید دانش آموزی که کتاب درسی خود را برای مطالعه خودش لازم دارد در مقابل درخواست دوستش که کتاب او را شب امتحان به امانت می‌خواهد، چه عکس العملی باید داشته باشد. در چنین مواردی معمولا مهارت نه گفتن احساس می‌شود. 

در چه مواردی نه می‌گوییم؟

آیا در همه موارد باید از این مهارت استفاده کرد؟ آیا همیشه در مقابل خواسته‌های دیگران مقاومت کرد و با جدیت جواب رد به آنها داد؟ مسلم است که باید طبقه بندی مناسبی روی موارد و موضوعاتی که نه گفتن در آنها لازم به نظر می‌رسد، داشته باشیم. زمانی که قبول درخواستها خطرات و مشکلات جدی برای فرد به همراه دارد لازم است فرد با قاطعیت رفتار کند. مثل درخواست فردی مبنی بر استفاده از سیگار ، یا رساندن تقلب سر جلسه امتحان.

اینها مواردی هستند که نتایج وخیم و جدی برای فرد به بار می‌آورند و لازم است فرد ، حتما مهارت لازم برای ابراز قاطعیت در این موارد را داشته باشد. در موارد دیگری چون امانت دادن کتاب به دوستی که خودمان آنرا نیاز داریم یا موارد مشابه دیگری می‌توان در ابتدا به دنبال راهکارهای دیگر بود در صورت عدم وجود این راهکارها از این مهارتها استفاده کرد. 

ویژگی افرادی که مهارت نه گفتن دارند.

این افراد قاطعیت خوبی دارند، اعتماد به نفس آنها بالاست، برنامه‌های شخصی در زندگی دارند و اهدافشان روشن و واضح است و می‌دانند که از چه راهی به اهداف خود خواهند رسید. در مقابل افرادی که توان کافی برای نه گفتن ندارند اعتماد به نفس ضعیفی دارند، به راحتی تسلیم دیگران می‌شوند. ممکن است اهداف و برنامه ریزیهای مشخصی نداشته باشند و اگر داشته باشند اهمیت لازم را به آنها نمی‌دهند. این افراد معمولا به برآورده شدن خواست دیگران اهمیت می‌دهند که می‌تواند ناشی از ترس آنها به از دست دادن دوستیها ، طرد شدن و ... باشد. 

تقویت مهارتهای نه گفتن

  • مشخص کردن اهداف و برنامه‌ها گام اول در این راه است. اهداف مشخصی داشته باشید و مسیرهای خود را برای رسیدن به این اهداف معین کنید.
  • اعتماد به نفس خود را تقویت کنید.
  • نه گفتن را با تمرین در مسائل جزئی‌تر تکرار کنید.
  • به افرادی که قاطعیت دارند و مهارتهای خوبی در این زمینه دقت کنید و ویژگیهای آنها را مورد توجه قرار دهید.
  • اطلاعات و آگاهیهای خود را افزایش دهید.

  • خود را تقویت کنید و مطمئن باشید که نه گفتن ، روابط اجتماعی شما را مختل نخواهد ساخت. در مواردی هم که نه گفتن به مسائل جدی و خطرناکی مربوط می‌شود، از دست رفتن رابطه به نفع شما خواهد بود. با برقراری روابط سالمتر اجتماعی جایگزینی برای رابطه از دست رفته خواهید داشت.




نوع مطلب : روانشناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ


بهترین مطالب علمی و سرگرم کننده را در این وبلاگ بخوانید این وبلاگ یکی از بهترین وبلاگ های میهن وبلاگ است امیدواریم که همیشه در تمام مراحل زنگی سربلند و پیروز باشید نظر هم در مورد مطالب یادتان نرود

مدیر وبلاگ : علی محمد مهرابی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
log - cinema
مشاهده جدول کامل لیگ فرانسه لوشامپیونا


افراد آنلاین: نفر

Top java codes
ابزاروبلاگ >