تبلیغات
مغز هوشمند - مطالب بیوگرافی
 
مغز هوشمند
قهرمان آن کسی هست که پس از هربار شکست برخیزد.
 
 
پنجشنبه 19 بهمن 1391 :: نویسنده : علی محمد مهرابی

رولد دال (به انگلیسی: Roald Dahl)‏، (۱۳ سپتامبر ۱۹۱۶ - ۲۳ نوامبر ۱۹۹۰داستان‌نویس و فیلم‌نامه‌نویس اهل ویلز بریتانیا و از مشهورترین نویسنده‌های انگلیسی، که والدینش نروژی‌الاصل بودند و اوج شکوفایی او به عنوان نویسنده برای کودکان و بزرگسالان در دهه ۱۹۴۰ بود.

مهم‌ترین آثار او چارلی و کارخانه شکلات سازی، جیمز و هلوی غول پیکر، ماتیلدا و داستان‌های چشم‌نداشتنی است. بیشتر آثار او به فیلم در آمده‌است.

او در ۱۹۱۶ در لانداف گلامورگان به دنیا آمد. در جنگ جهانی دوم به نیروی هوایی انگلستان در نایروبی پیوست. مدتی در یونان و سوریه خلبان جنگی بود. در ۱۹۴۲ به واشینگتن رفت و نویسندگی را شروع کرد. اولین داستان‌هایش را بر اساس تجربه‌هایش در جنگ در نشریان آمریکایی به چاپ رساند. اما خیلی زود به نوشتن برای کودکان گرایش یافت. آثار او اثر زیادی بر نویسندگان انگلیسی زبان پس از او گذاشت. او در سال ۱۹۸۳ برندهٔ جایزهٔ ویت برد شد و در نوامبر ۱۹۹۰ درگذشت. مجلهٔ تایمز او را «یکی از پرخواننده‌ترین و تأثیرگذارترین نویسندگان نسل ما» نامید و نوشت : «کودکان عاشق داستان‌های رولد دال هستند و او را نویسندهٔ محبوب خود می‌دانند... داستان‌های او آثار کلاسیک آینده خواهند بود.»

کتاب های کودکان

  • گرملین‌ها، ۱۹۴۳
  • جیمز و هلوی غول پیکر (۱۹۶۱)
  • چارلی و کارخانه شکلات سازی (۱۹۶۴)
  • انگشت جادویی (۱۹۶۶)
  • آقای فاکس شگفت‌انگیز (۱۹۷۰)
  • چارلی و آسانسور شیشه‌ای بزرگ (۱۹۷۳)
  • دنی، قهرمان جهان (۱۹۷۵)
  • داستان شگفت انگیز هنری شوگر و شش داستان دیگر (۱۹۷۷)
  • کروکودیل عظیم (۱۹۷۸)
  • سرزنش‌ها (۱۹۸۰)
  • داروی معجزه گر (۱۹۸۱)
  • جادوگران (۱۹۸۳)
  • من و زرافه و پلی (۱۹۸۵)
  • ماتیلدا (۱۹۸۸)
  • اسیو تروت (۱۹۸۹)
  • مینپین‌ها (۱۹۹۱)
  • کشیش نیبلزویک




  • نوع مطلب : بیوگرافی، 
    برچسب ها :
    لینک های مرتبط :


    دوشنبه 2 بهمن 1391 :: نویسنده : علی محمد مهرابی
    کریستیانورونالدو بازیکن جوان تیم منچستریونایتد خیلی زودترازآنچه تصور می شد تبدیل به یک اعجوبه فوتبال شده است.هافبک پرتغالی که در سن هفده سالگی به تیم اسپورتینگلیسبون پیوست و همان سال عضویت در کلوپ شیاطین سرخ منچستر را پذیرفت پیشرفت چشمگیری در دنیای فوتبال داشتهو همتای بزرگان منچستر و تیم ملی کشورش نقش آفرینی هایدلنشینی ارایه کرده است.اوطرفداران فراوانی در سرار جهان داردو اپیدمی طرفداری از او حتی به ایران هم سرایت کرده.

    ادامه مطلب


    نوع مطلب : ورزشی، بیوگرافی، 
    برچسب ها : رونالدو، فوتبال،
    لینک های مرتبط :


    یکشنبه 29 مرداد 1391 :: نویسنده : علی محمد مهرابی

    عکس محمدعلی کلی درحال نماز خواندن درسال 1984

    محمد علی (۱۷ ژانویه ۱۹۴۲، لویی ویل، کنتاکی، ایالات متحده) با نام قبلی کاسیوس مارچلوس کلی و نیز مشهور به محمدعلی کلی، یکی از مشهورترین بوکسورهای سنگین وزن جهان است. او پس از گرویدن به اسلام در فعالیتهای سیاسی نیز نقش داشت و به همین دلیل بیش از سایر قهرمانان ورزشی در جهان مطرح شد. وی همچنین در قرن بیستم عنوان یکی از بزرگترین قهرمانان ورزشی را نیز از آن خود کرد.

    آغاز راه
    محمد علی در لویی ویل، کنتاکی دوران کودکی خود را سپری کرد. در سن ۱۲ سالگی هنگامی دوچرخه کوچکش به سرقت رفت، مثل بسیاری از کودکان دیگر گریه کنان نزد پدرش نرفت بلکه ماجرا را برای پلیس محلی شان جو مارتین که یک مربی بوکس هم بود گزارش کرد. مارتین پیشنهاد کرد که راه مبارزه کردن را تحت نظر او یاد بگیرد و این پسر بچه ۱۲ ساله به سرعت تحت فرامین مارتین در امر یادگیری بوکس پیشرفت کرد. تا زمانی که به دبیرستان رفت در کنتاکی موفق به کسب ۶ عنوان شد و با این موفقیتها مسوولین مدسه در عوض، نمرات ضعیف درسی اش را نادیده گرفتند و اجازه دادند تا او فارغ التحصیل شود.

    در بازیهای المپیک تابستانی سال ۱۹۶۰ در رم او مدال طلای بوکس در رده سبک وزن را کسب کرد و سپس بعد از آن آموزش بوکس حرفه‌ای را زیر نظر آنجلو داندی ادامه داد و همزمان در همان سالها بود که عقاید غیر معمول مذهبی خود را بروز داد. ضمن اینکه نتایج دور از انتظار و خیره کننده او در مسابقات، و روحیه خستگی ناپذیرش موجب شده بود تا لقب مشت زن لوییس ویل را از آن خود کند. چرا که هیچ رقیبی در آن منطقه نتوانسته بود وی را شکست دهد. او به همین علت همیشه می‌گفت: "من قوی ترینم، جوانم و پر انرژی! سریع هستم و هیچکس نمی‌تواند مرا شکست دهد."


    در ۲۹ اکتبر ۱۹۶۰ در لوییس ویل، کاسیوس کلی در اولین رینگ حرفه‌ای خود پیروز شد و در ۶ رینگ توانست تونی هونساکر را که رییس پلیس فایتویل ویرجینیای شرقی بود فائق آمد.

    از سال ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۳ این مبارزه گر جوان در ۱۵ مسابقه نفسگیر دیگر حریفانش را ناک اوت کرد.کسانی مثل تونی اسپرتی، جیم رابینسون، دانی فلیمن، داک سابدانگ آلونزو جانسون، گئورگ لوگان، ویلی بسمانف و لامار کلارک که در دوره اوج خود بیش از ۴۰ پیروزی قاطعانه داشت.

    شاید هیجان انگیزترین و پر افتخارترین موفقیت کلی را در آن دوران پیروزی برابر سانی بنکس، آلخاندرو لاورانته و آرچی مور که سابقه ۲۰۰ پیروزی چشمگیر داشتند، باشد. اگرچه بنکس و لاورانته هر دو پس از این در مسابقات دیگر روی رینگ کشته شدند و کلی تنها مدعی عنوان قهرمانی برابر سانی لیستون شد. رویارویی با سانی لیستون رقابتی بود که همه بوکسورها با هراس از آن حرف می‌زدند و بوکسوری به سن و سال کم کلی نتوانسته بود او را تاکنون شکست دهد و این عنوان را کسب کند.

    جنگ کلی و لیستون
    کلی هدف بزرگ و انگیزه خوبی داشت، اما لیستون هم از اعتماد به نفس بالایی برخوردار بود و برای هر مبارزه‌ای آماده! در راند نخستین سرعت بازی کلی موجب حیرت همگان شد، حتی لیستون نیز از این مساله شگفت زده شد. قبل از مسابقه آرچی مور و سوگار ری رابینسون به کلی هشدار داده بودند که مراقب سر خود باشد چرا که سانی ضربات سهمگینی دارد، ضمن اینکه از وزن بالای خود در تحت فشار گذاشتن حریف استفاده می کرد. به همین دلیل کلی حسابی در راند اول شرایط را بررسی کرد و سعی می‌کرد به او فرصت ندهد.

    در همان ابتدای راند سوم به طرز آشکاری لیستون خستگی خود را بروز داد و کلی از این مساله بیشترین سود را برد و با ضرباتی سنگین او را ضعیفتر هم کرد. در ثانیه‌های پایانی راند سوم با یکی از ضربات کلی زیر چشم سانی شکاف عمیقی خورد و همین خونریزی نیروی او را بیش از پیش تحلیل داد. در راند چهارم لیستون با بهره جویی از خستگی کلی کمی خود را جمع و جور کرد، اما بوکسور جوان با استفاده از همین نیروی جوانی تا راند ششم خود را سرپا نگه داشت و منتظر پایان مسابقه بود که به ناگاه لیسون پس از چند ضربه از درد به خود پیچید و اعلام کرد که بازویش در رفته و اینجا بود که از ادامه مسابقه بازماند و کلی با قدرت خود را "پادشاه جهان" نامید و با فریاد از همه خبرنگاران حاضر در ورزشگاه خواست که در وصف قدرت نمایی او مقاله‌های جذابی بنویسند!

    در یک رقابت نفسگیر و پر استرس او بالاخره قهرمان جهان شد. اما باید پس از آن قدرت و توانی خود را به سایرین هم نشان می‌داد. در ماه نوامبر (میلادی)۱۹۶۵ توانست قهرمان اسبق دنیا فلوید پترسون را شکست دهد. در راند دوازدهم داور مسابقه به علت شرایط فیزیکی بد فلوید، بازی را متوقف کرد و کلی را برنده بازی اعلام نمود.

    کلی به محمد علی مبدل شد
    در فاصله میان این دو مسابقه، کاسیوس به دلایل دیگری نیز مطرح و معروف شد. او به خیل عظیم مسلمین جهان پیوست و نام خود را به محمد علی تغییر داد. اگرچه این مساله فقط از سوی عده اندکی پذیرفته شد که او را محمد علی کلی بنامند. سالهای ۱۹۶۶ و ۱۹۶۷ برای این قهرمان مسلمان سالهای پر مشغله‌ای بودند. چرا که او مجبور شد هفت بار از عنوان قهرمانی اش دفاع کند. هیچیک از قهرمانان سابق دنیا در طول یکسال این کار در چنین دفعاتی انجام نداده‌اند.

    در مارس ۱۹۶۶ در برابر یکی از سرسخت‌ترین حریفانش که یک بوکسور کانادایی به نام گئورگ چاوالو بود در یکی از نفسگیرترین مبارزات به پیروزی رسید. چاوالو پیش از این در رده حرفه‌ای خود هرگز شکست نخورده بود.

    پس از این مسابقه او به انگلیس رفت تا با بولداگهای انگلیسی: براین لاندن و هنری کوپر که او را در یک بازی دوستانه در سال ۱۹۶۳ شکست داده بودند، دست و پنجه نرم کند. او هر دوی اینها را ناک اوت کرد و به آلمان رفت تا برابر کارل میلدنبرگر اولین آلمانی که برای عنوان ماکس اشملینگ می‌جنگید، به روی رینگ رود.

    این مسابقه به اعتراف خودش بسیار سخت و دشوار بود، اما در راند دوازدهم بالاخره میلدنبرگ را ناک اوت کرد. در نوامبر ۱۹۶۶ او باز به ایالات متحده برگشت تا گربه بزرگ "ویلیامز" را در هوستون شکست دهد! ویلیامز از آن دسته بوکسورهایی بود که ید طولایی در ناک اوت کردن حریف داشت، اما محمد علی به آسانی در راند سوم او را شکست داد. در ماههای بعد او به آسانی در هر رینگی پیروز می‌شد و نامش لرزه بر پیکره هر بوکسوری می‌انداخت.

    در همان سال بود که وی به عنوان یک سرباز میهن پرست از حضور در ارتش آمریکا برای جنگ ویتنام سر باز زد و اعلام کرد که هرگز به روی همنوعان ویتنامی خود آتش نمی‌گشاید و نمی‌خواهد آنها او را کاکا سیاه کثیف صدا بزنند، که همین مساله مدتها سر زبانها بود و پس از آن حتی از حضور در رقابتهای بوکس به مدت ۵ سال محروم شد و گواهینامه بوکسش نیز به حالت تعلیق در آمد، البته مدتی بعد این محکومیت به ۳سال کاهش پیدا کرد.

    عکس العمل محمد علی و سرباز زدن او از خدمت به ارتش در جنگ و گرویدنش به اسلام به روشنی شیوه ستیزه جویی او را با سیاستهای استعمارگرایانه نشان می‌داد. قهرمان بوکس جهان در میان قشر زیادی از مردم محبوبیتی ناگفتنی پیدا کرده و مخصوصا مسلمانان سیاه پوست به شدت هوادارش شده بودند.

    وی تحت تعالیم رهبران بزرگ اسلام مثل الیجاه محمد و مالکوم ایکس و تبعیت از فرامین آنها در امر اسلام به سرعت مورد انزجار جامعه سفیدپوست و مسیحی تبار آمریکایی قرار گرفت. شاید عمده انزجار آنها به این علت بود که نمی‌خواستند نماینده‌ای از سیاهان مدافع حقوق اجتماعی آنها باشد. در سال ۱۹۷۰ پس از سپری کردن دوران محرومیت خود به علت شرکت نکردن در جنگ او بار دیگر گواهینامه بوکس خود را دریافت کرد، اما به علت وقفه‌ای چند ساله در ورزش حرفه‌ای عنوان قهرمانی سال ۱۹۷۱ رادر مبارزه‌ای با جو فریزر در مادیسون اسکوار گاردن از دست داد. این مسابقه شاید به نظر بسیاری دیگر چیزی شبیه مسابقات دیگر باشد اما برای دو رقیبی که هر کدام شکست ناپذیر بوده به منزله جولانجگاهی برای نمایش قدرت و مهارتشان است. هر دو مدعی و هر دو مبارزه طلب ... هرچند فریزر در راند آخر او را ناک اوت کرد و این تراژدی به ضرر کلی پایان یافت.

    ماجرای مسلمان شدن کلی از زمانی رقم خورد که او در مسابقه‌ای در آستانه شکست خوردن از رقیبش بود، و در حالی که کلی نقش بر زمین شده و داور مسابقه شمارش معکوس می‌گفت، یکی از هواداران کلی که یک مرد مسلمان ایرانی بود، از کلی خواست که کلمه "یا الله" را تکرار کند.کلی بعد از تکرار "یا الله" به طرز معجزه آسایی جان تازه‌ای گرفت و رقیبش را شکست داد.بعد از پایان مسابقه از آن مرد درباره" یا الله" و ماجرا پرسید، و وقتی مرد برای او توضیح داد کلی تصمیم بر مسلمان شدن گرفت.

    تحت الشعاع اسلام
    گرایش او به اسلام زندگیش را تا حد زیادی تحت شعاع قرار داد و حتی تعالیم دینی کسانی که تحت رهبریشان بود اورا واداشت تا قرآن را با جدیت فرا بگیرد و او همچنین کم کم این ذهنیت را که سفید پوستان از شیاطین هستند و زاییده تفکرات تبعیض نژادی بود به فراموشی سپرد و یاد گرفت که مردمان جهان از هر رنگ و ملیتی که باشند، همنوع هم هستند و باید در این دنیا خود را برای زندگی در دنیای دیگر آماده کنند.

    در سال ۱۹۷۵ محمد علی، فریزر را در مانیلای فیلیپین شکست داد و به زعم خودش و البته کارشناسان یکی از جنجالی‌ترین مسابقات بوکس دنیا بود. پس از ۱۴ راند خسته کننده، ادی فاچ مربی فریزر مانع او از ادامه مسابقه شد و دست راست کلی به عنوان پیروز میدان بالا رفت و این مسابقه یکی از تاریخی‌ترین مسابقات بوکس در دفتر تاریخ این رشته لقب گرفت. مجله رینگ این مبارزه را "مبارزه منتخب سال" نامید و برای کلی پس از ۵ سال محرومیت عنوان فوق العاده‌ای بود.

    عده بسیار زیادی فکر می‌کردند محمد علی کلی پس از این مبارزه بازنشسته می‌شود، اما اینگونه نشد و او همچنان به بوکس ادامه داد.

    در ۳۰ آوریل ۱۹۷۶ رو در روی جیمی یانگ قرار گرفت و البته بدترین مبارزه خود را انجام داد. وی هم اضافه وزن پیدا کرده بود و هم از آمادگی فیزیکی خوبی برخوردار نبود و به نظر می‌رسید رقیب جوان خود را نیز چندان جدی نگرفته بود. عده بسیاری که در کنار رینگ قرار داشتند یانگ را مستحق پیروزی می‌دانستند و حتی مربی کلی هم او را بابت عملکرد ضعیفش سرزنش کرد. در ماه سپتامبر همان سال محمد علی برابر کن نورتون روی رینگ رفت و در استادیوم یانکیها یکبار دیگر از قدرت خود دفاع کرد.

    در المپیک سال ۱۹۷۸ بار دیگر عنوان قهرمانی را که در ۱۹۷۶ از دست داده بود با غلبه بر لئون اسپینکس که تنها ۸ بازی حرفه‌ای داشت به دست آورد و برای سومین بار قهرمان سنگین وزن دنیا لقب گرفت.

    اعلام بازنشستگی
    در ۲۷ ژوئن ۱۹۷۹ محمد علی اعلام بازنشستگی کرد و با دنیای پر هیجان رینگ و بوکس خداحافظی نمود. اگرچه در طی دو سال پس از آن مسابقاتی هم انجام داد ولی در آخرین مسابقه خود برابر ترور بربیک[۳۴] که ۱۲ سال از او جوانتر بود شکست خورد و پس از این شکست در سال ۱۹۸۱ با رکورد ۵۶ پیروزی، ۳۷ ناک اوت و ۵ شکست به طور کامل از بوکس کناره گیری کرد.

    محمد عل کلی حتی در بوکس هم عقاید ضد اورتودوکس داشت و مثلا" به جای آنکه مثل سایر بوکسورهای اورتودوکس هنگام دفاع دستهایش را بالا و روی صورتش بگیرد، آنها را در پایین می‌گرفت، همیشه فاصله اش با حریف نسبت به سایرین بیشتر بود و ضربات مشتش به سر از هر بوکسور دیگری بیشتر بود. اگرچه شاید این مساله در طول یک مسابقه ریسک بیشتری داشته باشد اما ضربات سنگین به اعضای بدن برای ناک اوت کردن حریف از روی رینگ موثرتر است و کلی معتقد بود نمی‌خواهد با فریب دادن دیگران قهرمان شود.

    دوران پس از بازنشستگی
    در سال ۱۹۸۲ محمد علی دچار سندروم پارکینسون شد، اما از محبوبیتش نزد مردم و هوادارنش چیزی نکاست و هچمنان مورد توجه میلیونها نفر در سراسر جهان بود. در سال ۱۹۸۵ افتخار روشن کردن مشعل المپیک را در جورجیای آتلانتا پیدا کرد.

    از آنجایی که دخترش لیلا علی به رشته پدر علاقه فراوانی داشت از سال ۱۹۹۹ بوکس حرفه‌ای را آغاز کرد. اما پدرش پیش از این در سال ۱۹۷۸ در مورد بوکس زنان گفته بود: "زنان هرگز نمی‌توانند به خاطر فیزیولوژی بدنشان مثل مردان بوکس بازی کنند. ضربات سهمگین بوکس باعث بروز مشکلاتی برایشان می‌شود که گاهی جبران ناپذیر است."

    محمد علی در حال حاضر همراه خانواده اش در میشیگان زندگی می‌کند.





    نوع مطلب : بیوگرافی، 
    برچسب ها :
    لینک های مرتبط :


    یکشنبه 29 مرداد 1391 :: نویسنده : علی محمد مهرابی
    خانواده و دوران کودکی
    ایزاک نیوتن که در روز 25 دسامبر 1642 یعنی سال مرگ گالیله متولد شد از خانواده‌ای است که افراد آن کشاورز مستقل و متوسط الحال بودند و مجاور دریا در قریه وولستورپ می‌زیستند. نیوتن قبل از موعد متولد شد و زودرس به دنیا آمد و چنان ضعیف بود که مادر گمان برد او حتی روز اول زندگی را نتواند به پایان برد. پدرش نیز در عین حال اسحق نام داشت و در 30 سالگی و قبل از تولد فرزندش در گذشت. پدرش مردی بوده است ضعیف ، با رفتار غیر عادی ، زودرنج و عصبی مزاج, مادرش هانا آیسکاف زنی بود مقتصد ، خانه دار, صاحب کفایت و صنعتگری با لیاقت, آیزاک دوره کودکی شادی نداشت.
    او سه ساله بود که مادرش با بارناباس المیت کشیش مرفه با سنی دو برابر سن خود ازدواج کرد. جدایی از مادر ظاهرا سخت بر شخصیت او اثر گذاشت. به نظر می‌آمد که تمرکز او منحصرا روی کارش بود. نه سالی که نیوتن در وولستورپ جدا از مادر گذرانید برای وی سالهای دردناکی بود، داستانهایی بر سر زبان است که نیوتن جوان از قبه کلیسا بالا می رفت تا نورث ویتام ده مجاور را که مادرش اینک در آن زندگی می‌کرد، از دور ببیند. آموزش ابتدایی رسمی نیوتن در دو مدرسه کوچک دهکده‌های اسکلینگتن و راچفورد صورت گرفت که هر دو برای رفت و آمد روزانه به خانه او نزدیک بودند.

    کشف استعداد
    چنین به نظر می‌رسد که اول بار دایی او که کشیشی به نام ویلیام آیسکاف بوده است متوجه شد که در نیوتن استعدادی مافوق کودکان عادی وجود دارد. بدین ترتیب ویلیام آیسکاف مادر را مجاب کرد که کودک را به دانشگاه کمبریج (که خودش نیز از شاگردان قدیمی این دانشگاه بود) بفرستد. زیرا مادر نیوتن قصد داشت وی را در خانه نگهدارد تا در کارهای مزرعه به او کمک کند، در این هنگام نیوتن 15 ساله بود. کمبریج در آن زمان دیگر آکسفورد را از مقام اولی که داشت خلع کرده ، به قلب پیوریتانیسم انگلیس و کانون زندگی روشنفکری آن کشور بدل شده بود.
    نیوتن در آنجا مانند هزاران دانشجوی دیگر دوره کارشناسی ، خود را غرق مطالعه آثار ارسطو و افلاطون می‌کرد. نیوتن در یکی از روزهای سال 1663 یا 1664 شعار زیر را در کتابچه یادداشت خود وارد کرد: "افلاطون دوست من و ارسطو 
    هم دوست من است، اما بهترین دوست من حقیقت است نه کلام"
     او از کارهای 
    دکارت در هندسه تحلیلی شروع کرده سریعا تا مبحث روشهای جبری پیش آمده بود، در آوریل 1665 که نیوتن درجه کارشناسی خود را گرفت، دوره آموزشی او که می‌توانست چشمگیرترین دوره در کل تاریخ دانشگاه باشد بدون هیچگونه شناسایی رسمی به اتمام رسید.
    در حدود سال 1665 مرض طاعون شیوع یافت و دانشگاه دانشجویان خود را مرخص کرد. نیوتن به زادگاه خود مراجعت کرد همین موقع بود که هوش و استعداد نابغه بزرگ آشکار گشت، زیرا تمام کتابها و جزوه‌های خود را در دانشگاه جا گذاشته بود فکر خود را آزاد گذاشت که به تنهایی از منابع خاص خود استفاده نماید. در این هنگام نیوتن بیش از 22 سال نداشت ولی بیش از ارشمیدس و دکارت و ارسطو درباره معرفت ساختمان جهان دقیق شده بود، نیوتن ضمن دو سالی که در وولستورپ بود حساب عناصر بی نهایت کوچک قانون جاذبه عمومی را کشف کرد و تئوری نور را بنیان گذاشت
    .
    داستان سیب نیوتن
    این داستان که سقوط سیبی از درخت نیوتن را به فکر کشف جاذبه عمومی انداخته است به نظر درست می‌آید. او از آن لحظه این پرسشها را برای خود مطرح کرد :چرا سیب به پایین و نه بالا سقوط می‌کند؟ و چرا ماه بر زمین نمی‌افتد؟ این اندیشه‌ها بعدها او را به کشف قانون نیروی گرانش رهنمون شد، هنگامی که نیوتن چندین سال بعد پاسخ این پرسش را توانست بیابد، در واقع یکی از قانونهای فیزیک را کشف کرده بود که بر تمام عالم حکمفرماست.
    کشفیات نیوتن
    قانون نیروی گرانش او پس از شیوع طاعون و بازگشت به ملک مزروعی مادرش ، طی 18 ماه به آگاهیها و کشفهایی بیش از آنچه که دانشمندان دیگر در طول عمر خود دست می‌یابند، منجر شد. او در این مدت ساخت و ساز قانون نیروی گرانش را آغاز کرد. او در باره نور و رنگهای آن پژوهش نمود، دلیل جزر و مد را کشف کرد، قوانین و حرکات بخصوصی را به درستی تشخیص داد و معادله‌هایی برای آن نوشت که بعدها اساس و بنیان دانش مکانیک شد. در مورد نیروی گرانش نیوتن معتقد بود که نه تنها زمین چنین نیروی گرانشی دارد، بلکه تمام اجسام و اجرام چنین خصوصیتی دارند.
    روزی او منشوری را در دست گرفت و اجازه داد تا پرتو نور خورشید از میان آن بتابد. او با این کار کشف کرد که نور سفید به هنگام ورود به منشور شیشه‌ای منحرف می‌شود و به 7 پرتو نور اصلی با رنگهای گوناگون تجزیه می‌شود، آنها رنگهای رنگین کمان هستند که طیف یا بیناب نامیده می‌شود و عبارتند از: سرخ ، نارنجی ، زرد ، سبز ، آبی ، نیلی و بنفش.
    او تمام این کشفیات را در یک دوره زمانی 18 ماهه به انجام رسانید بالاخره طاعون ریشه کن شد و او به لندن برگشت تا تحصیلات خود را به پایان برساند و 3 سال پس از آن را صرف کاوش و پژوهش در ماهیت و طبیعت نور کرد. او همچنین نخستین دوربین نجومی آینه‌ای را ساخت تلسکوپ آینه‌ای رصدخانه مونت پالومار در کالیفرنیا نیز ، که آینه آن 5 متر قطر دارد بر اساس اصول و قواعد نیوتن بنا شده است.

    دوران میانسالی و بیماری نیوتن 
    نیوتن در اثر مطالعات فراوان مبتلا به ناراحتی عصبی شد. از دو ناراحتی عصبی که نیوتن پیدا کرد، اولی ظاهرا در سال 1678 و دومی در سال بعد از فوت مادر او بود. در این دوره وی مدت 6 سال از هر گونه مکاتبه مربوط به تلاشهای ذهنی دست کشید. دوران مابین 1684 و 1686 از نظر تاریخ فکری بشر مقام ارجمندی دارد، در این دوران هالی توانست با تدبیر بسیار نیوتن را وا دارد تا اکتشافات خویش را در نجوم و علم حرکات به منظور انتشار تدوین کند و نیوتن نیز به این کار رضایت داد.
    در سال 1687 در 45 سالگی قانون جاذبه زمین و سه قانون در باره حرکت را در کتابش که به زبان لاتین نوشته شده بود با خرج هالی منتشر کرد. نیوتن به مطالعات عظیم دیگری پرداخت که حتی امروزه نیز کامل نشده است و آن اینکه با بکار بردن قوانین علم الحرکات و قانون جاذبه عمومی, فرو رفتگی زمین را در دو قطب آن که نتیجه دوران روزانه زمین به دور محور خود می‌باشد محاسبه کرد و به کمک این محاسبه در صدد برآمد سیر تکامل تدریجی سیاره را مورد مطالعه قرار دهد. 
    نیوتن تغییرات وزن اجسام را برحسب تغییر عرض جغرافیایی مکان بدست آورد و نیز ثابت کرد که هر جسم تو خالی که به سطوح مروی متحدالمرکز و متجانس محدود شده باشد، نمی‌تواند هیچگونه نیرویی بر اجسام با ابعاد کوچک که در نقطه غیر مشخصی در داخل آن قرار داشته باشند اعمال کند
    .
    نیوتن در پاییز سال 1692 هنگامی که به 50 سالگی رسید نزدیک می‌شد به سختی مریض و بستری شد، بطوری که از هر گونه قوت و غذایی بیزار شد و دچار بیخوابی مفرط گردید که به تدریج به بیخوابی کامل تبدیل شد. خبر کسالت شدید نیوتن در قاره اروپا انتشار یافت. لیکن بعد از آنکه خبر بهبودی او را دادند دوستان وی شادمان گردیدند. حکومت بریتانیا به منظور قدردانی از خدمات این دانشمند بزرگ یک منصب بسیار بالای دولتی به وی اعطاء کرد و او در سال 1700 میلادی به عنوان خزانه دار کل سلطنتی منصوب شد، منصبی که تا آخر عمر آن را حفظ کرد
    .
    در همان سال به عضویت آکادمی علمی فرانسه نیز انتخاب شد، در سال 1705 ملکه انگلستان به وی عنوان "سر" اعطاء کرد و به احتمال قوی اعطای این افتخار بیشتر به مناسبت خدمات او در ضرب مسکوکات بوده است تا به علت تقدم فضل او در معبد عقل و کمال.

    نیوتن از نگاه خود
    وی چندی پیش از وفات با نگاهی به زندگی علمی طولانی گذشته‌اش این خلاصه را بدست داد: 
    "من نمی‌دانم به چشم مردم دنیا چگونه می‌آیم، اما در چشم خود به کودکی می‌مانم که در کنار دریا بازی می‌کند و توجه خود را هر زمان به یافتن ریگی صافتر یا صدفی زیباتر منعطف می‌کند. در حالی که اقیانوس بزرگ حقیقت همچنان نامکشوف مانده در جلوی او گسترده است"
     آخرین روزهای زندگی وی تأثر برانگیز و از جنبه انسانی قوی و عمیق بوده است. اگر چه نیوتن نیز مانند سایر افراد بشر از رنج فراوان بی‌بهره نماند لیکن بردباری بسیاری که در مقابل درد و شکنجه دائمی دو سه سال اخیر زندگانی خویش نشان داد شکوفه‌های دیگری بر تاج گلی که بر فرق او قرار دارد می‌افزاید.

    وداع با دنیا 
    در آخرین روزهای زندگی از درد جانگداز آسوده بود در نهایت آرامش در 20 مارس 1727 در 84 سالگی در لندن در گذشت و با عزت و شرف بسیار در وستمینستر آبی به خاک سپرده شد. برای قدردانی از این دانشمند بزرگ واحد نیرو را نیوتن نامیده‌اند.



    نوع مطلب : بیوگرافی، 
    برچسب ها :
    لینک های مرتبط :


    مایکل فلپس (به انگلیسی: Michael Phelps) متولد (در ۳۰ ژوئن سال ۱۹۸۵) در بالتیمور در مریلند، شناگر و قهرمان آمریکایی است.

    فلپس رکورددار کسب بیش‌ترین مدال در یک دوره المپیک است. او در بازی‌های المپیک تابستانی ۲۰۰۴، در یونان، در حالی که تنها ۱۹ سال داشت توانست هشت مدال المپیک را به گردن خود بیاویزد که شش عدد از آن‎ها طلا بود. فلپس که در مسابقات شنا بازی ‌های المپیک تابستانی ۲۰۰۸ در ۸ رشته رقابت کرد توانست با کسب مدال طلا در هر هشت رشته، عنوان «بزرگترین قهرمان تاریخ المپیک» را کسب کند. وی تحصیلکرده رشته بازاریابی ورزشی از دانشگاه میشیگان است.

    روزشمار زندگی مایکل

    پدر و مادر مایکل، «فرد» و «دبی» نام دارند. پدر مایکل یک آدم نظامی بود و مادرش آموزگار دبیرستان. مادر مایکل، معلم موفقی است و توانسته دو بار، عنوان بهترین آموزگار سال را در بالتیمور به دست آورد. مایکل فلپس، دو خواهر بزرگ‌تر به نام‌های هیلاری و ویتنی دارد.

    پدر مایکل، ورزشکار خوبی بود و توانست این ویژگی را به فرزندانش هم منتقل کند. هیلاری خواهر مایکل استعداد زیادی در شنای پروانه داشت، ولی شنا را سرانجام کنار گذاشت، خواهر دیگر مایکل یعنی «ویتنی» مدت بیشتری به شنا ادامه داد و حتی در سن ۱۵ سالگی در سال ۱۹۹۶، تلاش کرد وارد تیم المپیک آمریکا شود ولی موفق به این کار نشد و مدتی کوتاهی بعد از این عدم موفقیت، به علت ناراحتی فتق دیسک بین مهره‌ای ، مجبور به خداحافظی از دنیای شنا شد. مایکل چیزهای زیادی از خواهرانش در مورد شنا آموخت، شاید یکی از مهم‌ترین این تعلیمات، اهمیت سعی و تلاش در این رشته ورزشی بود.

    در مورد دوره خردسالی فلپس چیز زیادی در سایت‌های اینترنتی منتشر نشده است، به جز اینکه در دوره‌ای پزشکان تشخیص داده بودند که او مبتلا به اختلال بیش‌فعالی و کمبود توجه یا ADHD است.

    مایکل فلپس، عملا هنگامی که ۷ سال داشت، شنا کردن را شروع کرد. به گفته خودش در نخستین بارهایی که وارد استخر می‌شد از فرو رفتن صورتش در آب وحشت داشت، به همین خاطر ترجیح می‌داد به پشت شنا کند، پس جای تعجب نیست که نخستین مهارتی که او در ورزش آموخت، شنای کرال پشت باشد.

    دوره کودکی فلپس با ورزش شنا و انجام ورزش‌های دیگر به طور پراکنده، سپری می‌شد، تا اینکه سال ۱۹۹۶ فرارسید، دراین سال بود که تمایل مایکل برای دنبال کردن جدی ورزش شنا با تماشای مسابقات شنای المپیک ۱۹۹۶ آتلانتا و به خصوص رقابت دو ورزشکار خوب شنای آمریکا در این سال یعنی تام مالکو و تام دولان، افزون‌تر شد.

    اما در سال ۱۹۹۶، اتفاق ناگواری برای مایکل رخ داد. پدر و مادر مایکل بعد از سال‌ها اختلاف از هم جدا شدند. سرپرستی مایکل و دو خواهرش به مادر مایکل سپرده شد و از این زمان تا به امروز ارتباط مایکل با پدرش بسیار محدود شده است.

    مایکل که شنا را از استخر مدرسه‌اش شروع کرده بود، در این زمان احساس کرد که نیاز به آموزش و مربی بهتری دارد، بنابراین به باشگاه ورزش‌های آبی بالتیمر شمالی رفت، جایی که مربی‌ای به نام «باب بومن» را ملاقات کرد، مربی‌ای که پی به استعدادهای فلپس برد.

    دست و پاهای کشیده و کف پا و دست بزرگ او به همراه سعی تلاش زیاد مایکل نقاط قوت او بودند، اما انگیزه و تمایل شدید او برای برد و قهرمانی نقش مهم‌تری در زندگی ورزش او ایفا کرد، مایکل به هیچ عنوان پیروزی کس دیگری را تحمل نمی‌کرد، حتی یک بار که در مسابقه‌ای در نوجوانی از یک شناگر هم سن و سالش عقب افتاد، عینک شنایش را به گوشه‌ای پرت کرد، طوری که مربی‌اش مجبور شد او را به گوشه‌ای ببرد و به او تذکر دهد که دیگر این کار را تکرار نکند. در دوره نوجوانی به جز پرداختن به شنا، او از هر نظر یک نوجوان عادی بود، کتاب‌هایی در مورد قهرمانان ورزشی مثل «لارنس آرمسترانگ» و «وینس لومباردی» می‌خواند و شب‌ها در کنارگربه‌ اش ساوانا  به خواب می‌رفت!

    بعد از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان در سال ۲۰۰۳، مایکل بر مسابقات قهرمانی کشور تمرکز کرد و مبدل به نخستین کسی شد که در این مسابقات در ۳ رشته متفاوت قهرمان شده است، او موفق شد در ۲۰۰ متر آزاد، ۲۰۰ متر پشت و ۱۰۰ متر پروانه قهرمان شود.

    در سال ۲۰۰۳، مایکل در مسایقات شنای قهرمانی جهان در بارسلون اسپانیا شرکت کرد. او توانست در این مسابقات به خوبی پاسخی به اظهار نظر مربی استرالیا بدهد که مقایسه او را با یان تورپ غیرمنصفانه خواند بود ، چرا که او موفق شد، ۶ مدال بگیرد و ۵ رکورد را جا به جا کند!

    موفیت‌های ورزشی فلپس باعث شد که در سال ۲۰۰۴، با ۱۰ شرکت قرارداد تبلیغاتی امضا کند که شرکت‌هایی مثل Visa, Omega, AT&T Wireless, Power Bar از جمله آنها بودند. در این سال، مایکل موفق شد، مجددا ۵ عنوان قهرمانی را به دست بیاورد.

    مایکل مراحل آمادگی برای المپیک آتن را با سودای تکرار رکورد «مارک اسپیتز» که موفق شده در المپیک سال ۱۹۷۲، ۷ مدال طلا را کسب کند، شروع کرد. یک شرکت هم جایزه‌ای یک میلون دلاری برای او در صورت تکرار این رکورد پیشنهاد کرده بود.

    فلپس موفق نشد که رکورد اسپیتز را تکرار کند اما کسب ۶ مدال طلا و دو عنوان سومی را مگر می‌شود عدم موفقیت لقب داد؟!

    بعد از المپیک آتن، فلپس آنقدر مشهور شده بود که به صورت مرتب از سوی نشریات و برنامه‌های پرتماشگر تلویزیونی آمریکا دعوت به مصاحبه می‌شد، در این زمان او در یک سری برنامه تلویزونی مثل «صبح به خیر آمریکا» و «شوی شبانه» شرکت کرد. همچنین در یک تور دور آمریکا برای تبلیغ ورزش شنا شرکت کرد.

    شناگر مشهور جهان که در این زمان ۱۹ ساله بود،البته لغزش‌هایی هم داشت، یک شب او را در حالی که در حالت مستی رانندگی می‌کرد دستگیر کردند، او به همین خاطر محکوم به پرداخت ۲۵۰ دلار جریمه شد و مجبور شد که در برنامه همایش «مادران علیه الکل» شرکت کند و در مدرسه‌های محلی در مورد مضرات الکل سخنرانی کند، او همچنین به ۱۸ ماه حبس تعلیقی محکوم شد.

    مایکل در سال ۲۰۰۵، در دانشگاه میشیگان ثبت ‌نام کرد.

     بازی ‌های المپیک ۲۰۰۸ پکن

    نه تنها به عنوان دارنده بیش‎ترین مدال طلا در تاریخ المپیک با مجموع ۱۴ مدال رسید بلکه از لحاظ تعداد مدال در یک دوره المپیک نیز از رکورد شناگر آمریکایی مایکل فلپس با دریافت هشتمین مدال طلای خود در بازی‌های المپیک تابستانی ۲۰۰۸مارک اسپیتز در بازی‌های المپیک تابستانی ۱۹۷۲ پیشی گرفت.

    بازی ‌های المپیک ۲۰۰۴ آتن

    مایکل فلپس، زمانی که تنها ۱۵ سال داشت، در بازیهای المپیک ۲۰۰۰ سیدنی در شنای ۲۰۰ متر پروانه در جایگاه پنجم ایستاد. یک سال بعد، در سن ۱۵ سال و ۹ ماه، او موفق شد رکورد این ماده را بشکند و جوانترین مرد ورزشکار، لقب بگیرد که موفق شده است یک رکورد جهانی شنا به نام خود ثبت کند.. در رقابتهای قهرمانی جهان سال ۲۰۰۳، ‌او هیجان زیادی را در این رشته ایجاد کرد. او نه تنها موفق به کسب ۴ مدال طلا و ۲ مدال نقره شد، بلکه چهار رکورد جهانی را نیز به نام خود به ثبت رساند. در سال ۲۰۰۴، او اولین شناگری بود که توانست جواز حضور در ۶ رشته انفرادی المپیک را بدست آورد. در المپیک ۲۰۰۴ آتن، او در اولین روز این رقابتها با قهرمانی در ۴۰۰ متر مختلط امدادی ضمن بهبود ۵/۳ ثانیه ای رکورد این ماده، نام خود را در کتاب رکوردها وارد کرد. در فردای آن روز، او در ۱۰۰×۴ متر آزاد امدادی، یک مدال برنز کسب کرد و فردای آن روز با ثبت رکورد شخصی در ۲۰۰ متر آزاد، یک مدال برنز دیگر را بدست آورد. در ۱۷ آگوست، او با شکست «تاکاشی یاماموتو» ژاپنی، مدال طلای ۲۰۰ متر پروانه را از آن خود کرد و یک ساعت بعد در قالب تیم ۲۰۰×۴ متر آزاد امدادی ایالات متحده، با شکست تیم استرالیا توانست مدال طلای این رشته را بدست آورد. فلپس مدال طلای بعدی خود را در ۲۰۰ متر مختلط انفرادی کسب کرد. در ۱۰۰ متر پروانه، او به سختی توانست برای بدست آوردن هفتمین مدال خود، هم تیمی خود «یان کراکر» را شکست دهد. بالاخره فلپس موفق شد در ۱۰۰×۴ متر امدادی مختلط، یک مدال طلای دیگر را به کلکسیون خود اضافه کند. در آن المپیک، او توانست با رکورد ژیمناست معروف “الکساندر دیتیاتین” که موفق به کسب ۸ مدال در یک المپیک شده بود، مساوی کند.

    راز پیروزهای مایکل فلپس

     آمیزه‌ای از فیزیک بسیار مناسب و استثنایی برای ورزش شنا، میل و انگیزه مهارنشدنی برای برد و تمرین‌های سنگین علمی روزانه را را می‌توان کلید پیروزهای مایکل فلپس دانست.

    اندام استثنایی : کارشناسان می‌گویند که گویی بدن مایکل فلپس برای ورزش سنا ساخته شده است. فلپس ۱۹۳ سانتیمتر قد و ۸۳.۹ کیلوگرم وزن دارد، فاصله نوک انگشت‌های دو دوست او در حالت گشوده، ۲۰۱ سانتیمتر است. در مقابل پاهای او نسبت به قامتش، کوتاه است، چیزی که مناسب ورزش شناست. فلپس کف دست و پاهای بزرگی دارد، اندازه کفش او ۵۰ است. با این ابعاد، پاها و دست‌های فلپس در واقع در حکم پاروهایی هستند که او را در آب جابجا می‌کنند.

    انعطاف فوق‌العاده مفاصل دست و پا، چیزی دیگری است که در کنار تکنیک خوب، از فلپس یک ورزشکار استثنایی ساخته است.

    پیروزی‌های فلپس در سایه تمرین‌های منظم روزانه ۲ تا ۵ ساعته به دست می‌آید، تمرین‌های او به حدتی طاقت‌فرسا و انرژی‌خواه است که او می‌باید روزانه ۱۲ هزار کالری غذا دریافت کند!

    با احتساب مدال‌های فلپس در المپیک ۲۰۰۸ پکن و المپیک ۲۰۰۴ آتن، او ۱۲ مدال طلا در المپیک کسب کرده است و پرافتخارترین ورزشکار تاریخ المپیک محسوب می‌شود و بالاتر از ورزشکاران نامی همچون کارل لوئیس (آمریکا، دو میدانی)، لاریسا لاتینینا (شوروی سابق، ژیمناستیک)، مارک اسپیتز (آمریکا، شنا) و پاروو نورمی (فنلاند ، دومیدانی) قرار گرفته می‌گیرد که هر یک ۹ مدال طلای المپیکی دارند.

    لباس شنا

    مایکل فلپس در بازی ‌های المپیک تابستانی ۲۰۰۸ از لباسهایی موسوم به Speedos LZR Racer استفاده کرد که از سوی دانشمندان ناسا طراحی شده بود الیافی که در ساخت این لباس ها مورد استفاده قرار گرفته اند به شکل ریز لوله هایی هستند که در کنار یکدیگر چیده شده اند.در این لباس هیچگونه زاویه با برآمدگی دیده نمی شود.





    نوع مطلب : بیوگرافی، 
    برچسب ها :
    لینک های مرتبط :




    درباره وبلاگ


    بهترین مطالب علمی و سرگرم کننده را در این وبلاگ بخوانید این وبلاگ یکی از بهترین وبلاگ های میهن وبلاگ است امیدواریم که همیشه در تمام مراحل زنگی سربلند و پیروز باشید نظر هم در مورد مطالب یادتان نرود

    مدیر وبلاگ : علی محمد مهرابی
    جستجو

    آمار وبلاگ
    کل بازدید :
    بازدید امروز :
    بازدید دیروز :
    بازدید این ماه :
    بازدید ماه قبل :
    تعداد نویسندگان :
    تعداد کل پست ها :
    آخرین بازدید :
    آخرین بروز رسانی :
    log - cinema
    مشاهده جدول کامل لیگ فرانسه لوشامپیونا


    افراد آنلاین: نفر

    Top java codes
    ابزاروبلاگ >